تا به ارمن رسیدهام بر من
اهل ارمن روان میافشانند
خاصه همسایگان نسطوری
که مرا عیسی دوم خوانند
عیسی و چرخ چارم انگارند
کز من و جان من سخن رانند
بحر ارجیش را به معنی آب
غرقهٔ بحر خاطرم دانند
چه عجب گر ز بحر خاطر من
بحر ارجیش عذب گردانند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تا به ارمن رسیدهام بر من
اهل ارمن روان میافشانند
خاصه همسایگان نسطوری
که مرا عیسی دوم خوانند
عیسی و چرخ چارم انگارند
کز من و جان من سخن رانند
بحر ارجیش را به معنی آب
غرقهٔ بحر خاطرم دانند
چه عجب گر ز بحر خاطر من
بحر ارجیش عذب گردانند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سفر خود به ارمن سخن میگوید و به استقبال گرم اهالی این سرزمین، بهویژه همسایگان نسطوری برخورد میکند که او را به عنوان عیسی دوم مینامند. او به تأثیرات عمیق این دیدار بر دلش اشاره میکند و رابطهای را بین جان و سخنان خود برقرار میسازد. در ادامه، شاعر با تشبیه ذهن خود به دریای عمیق، به این نکته میپردازد که چگونه احساسات و خاطرات او میتوانند تأثیری بزرگ بر دیگران داشته باشند، و به تأمل در این موضوع میپردازد که آیا از دل او نیز آبی گوارا میتوان استخراج کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که به ارمن رسیدهام، مردم این دیار محبت و مهربانی خود را بر من نثار میکنند.
هوش مصنوعی: به ویژه همسایگانی که اعتقاد به مذهب نسطوری دارند و مرا عیسی دوم مینامند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که عیسی و چرخهای که در آن هستم، گویی درباره من و روح من صحبت میکنند و با من ارتباط برقرار میکنند.
هوش مصنوعی: به ارزش و اهمیت دریا بر این باورند که غرقه شدن در عمق آن عمیقتر از یک آب ساده است و احساسی عمیقتر، به یادهای من میبخشد.
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر از دل من که پر از احساسات و یادهاست، دریای ارزشمندی ساخته شود که زلال و شیرین باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بندگان تو زار و گریانند
زار هر ساعتی تو را خوانند
چفته بالا و خسته رخسارند
کوفته مغز و سوخته جانند
تا شبیخون زده ست بر تو اجل
[...]
عارفان کاین سخن فروخوانند
هر چه جز حق بود برافشانند
عالمی در ره تو حیرانند
پیش و پس هیچ ره نمیدانند
عقل و فهم ارچه هر دو تیزروند
چون به کارت رسند درمانند
جان و دل گرچه عزتی دارند
[...]
در جهان سه نظامیئیم ای شاه
که جهانی ز ما به افغانند
من به ورساد پیش تخت شهم
و آن دو در مرو پیش سلطانند
به حقیقت که در سخن امروز
[...]
زان سعادت که در سرت دانند
مقبل هفت کشورت خوانند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.