مبارک منزلی خوش سرزمینی
که آنجا سر برآرد نازنینی
براین من که گر باشد جز این نیست
که حوری هست و فردوس برینی
یقین دانی که چشمش عین فتنه است
گرت حاصل شود عین الیقینی
به آن لب ملک دلها شد مسلم
سلیمان ملک راند به انگبینی
جو پیش رخ خط آری سوزیم جان
شد این حرفم درست از پیش بینی
بشوید چشمم از غیرت به صد آب
چو بینم بر درت نقش جبینی
کمال از سینه گل مهر آن سرو
تزید صدر پی بالا نشینی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جذابیت معشوقی سخن میگوید که او را به منزلی خوش سرزمین تشبیه میکند. او بر این باور است که تنها در کنار این نازنین میتواند حوری و بهشت را تجربه کند. چشمان معشوق به قدری فتنهانگیز است که به یقین میرسد، و لبهایش دلها را تسخیر میکند. شاعر به غیرت خود اشاره میکند و بیان میکند که برای دیدن معشوقش حاضر است چشم خود را از هر چیز دیگری بشوید. در نهایت، او بر این تاکید دارد که عشق به معشوق باعث عروج و کمال او میشود.
هوش مصنوعی: خانهای خوشبخت و سرزمین دلپذیری است که در آنجا موجودی زیبا و نازپرورده به دنیا میآید.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای من چیزی جز این وجود ندارد که حوری و بهشت عالی وجود دارند.
هوش مصنوعی: اگر تو به حقیقتی برسید، خواهی دانست که چشمان او خود منبع فریب و فتنهاند.
هوش مصنوعی: لبان زیبا و دلربای سلیمان، به راحتی دلها را تسخیر میکند، مانند اینکه او ملکهای را با عطر خوشبویی جذب کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلنشینی تو، جانم را فدای خط زیبایت میکنم. این جملهام حقیقت دارد، زیرا از قبل به آن پی برده بودم.
هوش مصنوعی: چشمم از غیرت همچون صد رودخانه میشورد، وقتی که بر در تو نشان جبین تو را میبینم.
هوش مصنوعی: عشق و جذابیت به مانند گل، زیبایی و کمالی دارد که در وجود شخصی برتر و باوقار نمایان میشود. این احساس به اوج خود میرسد و انسان را به سمت مقام و مرتبهای بالاتر سوق میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به راه اندر نه خسبی نه نشینی
ز پشت باره شهرو را ببینی
که طفلی، خرد با آن نازنینی
کند در کار از اینسان خردهبینی
ور از شهزاده خواهی همنشینی
زمانی نیز روی او نه بینی
دلا تا نازکی و نازنینی
برو که نازنینان را نبینی
در این رنگی دلا تا تو بلنگی
نیایی در چنان تا تو چنینی
در آیینه نبینی روی خوبان
[...]
سزد گر نیکویی در من ببینی
که خودکام و جوان و نازنینی
به گاه خنده چون دندان نمایی
مرا اندر میان چشم شینی
مسلمان دیدمت، زان دل سپردم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.