مهره روی تو نه در خورد من مسکین بود
چه کند بنده چر تقدیر خداوند این بود
بر نیامد بهوای دل دیوانه خویش
ز آنکه فرهاد نه مرد هوس شیرین بود
هر که او روی نکو دید و دل از دست نداد
نه دلی داشت به هیچ خبری از دین بود
بسکه چشمم ز فراق رخ او اشک فشاند
در شب هجر فراغه زمه و پروین بود
خاک در دیده این بخت که خفت و نشناخت
قدر آن شب که مرا خاک درت بالین بود
این همه چاشنی از ذوق لبت بافت کمال
ور نه اول سخن او نه چنین شیرین بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناکامی و درد فراق سخن میگوید و به عشق ناکام خود اشاره میکند. او به تقدیر اشاره کرده و میگوید که عشق او به محبوب به سرانجامی نرسیده است. با ذکر نام فرهاد، به فدای عشق و درد دل عاشقانی اشاره میکند که به خاطر عشق، ملاقات محبوبشان را حسرت میزنند. با احساساتی عمیق، شاعر از غم و دریغ ناشی از دوری محبوب و بیخبری بختش مینالد و در نهایت به زیبایی کلام و اثر عشق بر دل خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که عشق و زیبایی تو برای من، که انسان بیچارهای هستم، مناسب نیست و نمیتوانم به آن دسترسی پیدا کنم. بنده در برابر سرنوشت خود تسلیم هستم و نمیتوانم با آن مقابله کنم.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که دل دیوانهوار و آرزوی عاشقانهاش به نتیجه نرسید، زیرا فرهاد، به عنوان نمادی از عشق و فداکاری، تنها به خاطر هوس شیرین نیست که به این راه روی آورده است. به عبارت دیگر، او با تمام وجود و بدون غرضهای زودگذر، در پی عشق و وفاداری است.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی را ببیند و دلش را از دست ندهد، در واقع دلی ندارد و از هیچ موضوعی آگاهی ندارد، حتی اگر به دین ارتباط داشته باشد.
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر دوری چهرهاش آنقدر اشک میریزد که در شب جدایی، اشکها مانند ستارههای پروین میدرخشند.
هوش مصنوعی: خاک در چشمان این تقدیر است که خوابش برد و ارزش آن شبی را که من در کنار تو خوابیده بودم، ندانست.
هوش مصنوعی: چقدر زیبایی و طراوت لبهای تو به سخنانش طعم و لذت میبخشد؛ در غیر این صورت، در ابتدای حرفش اینقدر شیرین و دلنشین نبود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب دوشین که مرا لب به لب نوشین بود
شب که از عمر شمردیم شب دوشین بود
گاه لب بر لب جانانه و گه بر لب جام
تا دم صبح مرا کار به شب دوش این بود
نوعروسیست جهیزش همه شادی و نشاط
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.