بر آمد جان ز شوق آن دهانم
بر آوردی به هیچ ای دوست جانم
گریبانم ز دست خود چه دوزی
ه از دست تو بازش می درانم
ز تو می پرسم و می گویم از شوق
سخن می گویم و در می چکانم
چو در گفتار می آری لب خویش
شکر می چینم و جان می فشانم
اگر بویت به من جانی رساند
چه می ترسی یکی را صد رسانم
مرا پرسی ز عقل و دین چه دانی
ترا دانم من این و آن ندانم
کمال از جانستانش رنجه شد گفت
چه می رنجی حق خود می ستانم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و عشق به محبوب سخن میگوید و ابراز میکند که جانش به خاطر زیباییهای معشوقش پرواز میکند. او از محبوب میپرسد که چرا این همه درد را تحمل میکند، در حالی که حق او را میتواند به خود بازگرداند. حس شادی و شکرگزاری در کلام شاعر مشهود است، به طوری که هر بار از لبان محبوب سخن میشنود، به وجد میآید و احساس میکند که جانش تازه میشود. در نهایت، شاعر میگوید که از عقل و دین پرهیزی ندارد و تنها عشق را در دل دارد.
هوش مصنوعی: جانم به شوق آن لبها به اوج رسید و تو به هیچ چیز اهمیت ندادی، ای دوست، جانم.
هوش مصنوعی: من به خاطر رفتار خودم در وضعیتی هستم که نمیتوانم گریبانم را نگهدارم و تو نیز نمیتوانی آن را از من بگیری.
هوش مصنوعی: من از تو میپرسم و با شوق صحبت میکنم و احساساتم را بیان میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی تو صحبت میکنی، من از شیرینی کلماتت لذت میبرم و به خاطر آن جانم را هم میدهم.
هوش مصنوعی: اگر بوی تو به من زندگی ببخشد، چه دلیلی برای ترس از رساندن همین حس و حال به دیگران وجود دارد؟
هوش مصنوعی: از تو میپرسی که در مورد عقل و دین چه میدانم، من تنها تو را میشناسم و از چیزهای دیگر بیخبرم.
هوش مصنوعی: کمال از جان خود ناامید شد و گفت: چرا رنج میکشید؟ من سهم خود را میطلبم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو در گیتی تو را همسر ندانم،
به ناهمسرْت دادن چون توانم؟
دلا از دست تنهایی به جانم
ز آه و نالهٔ خود در فغانم
شبان تار از درد جدایی
کند فریاد مغز استخوانم
تو را جویم ز هر نقشی که دانم
تو مقصودی ز هر حرفی که خوانم
ز تو گر یک نظر آید به جانم
نباید این جهان و آن جهانم
مرا آن یک نفس جاوید نه بس
تو دانی دیگر و من می ندانم
اگر گویی سرت خواهم بریدن
[...]
چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم
از این نزدیکتر دارم نشانی
بیا نزدیک و بنگر در نشانم
به درویشی بیا اندر میانه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.