خوشا در کوی دلبر آرمیدن
گل از گلزار وصل بار چیدن
نگار خویش را در بر گرفتن
شراب وصل از لعلش چشیدن
مرا باشد دلارامی پریروی
که چون آهو بود خویش رمیدن
تمنا میکنم چون از لبش بوس
بود کارش به دندان لب گزیدن
شود شرمنده سرو از قامت او
کند در باغ چون عزم چمیدن
ولیکن بسکه می باشد دلازار
ز جورش باید از جان دل بریدن
کشیدم دوش دل در پای او گفت
کمال از جور تا کی سر کشیدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و لذتهای عشق میپردازد و خوشیهای ناشی از وصال معشوق را توصیف میکند. او از حالتی سرشار از شوق و آرزو سخن میگوید که در آن به آغوش محبوب میرود و از زیباییهای او مانند گل و شراب لذت میبرد. شاعر با تمنا و اشتیاق از لب معشوق بوسه میخواهد و در عین حال به عذاب و رنجی که از دوری او دارد، اشاره میکند. همچنین، او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند که حتی سرو را هم شرمنده میکند. در انتها، شاعر از دلدردی ناشی از جدایی میگوید و از تحمل رنجهای عشق ابراز ناتوانی میکند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در کوچهی معشوق استراحت کند و از گلزار وصال عشق، گلها را بچیند.
هوش مصنوعی: یعنی معشوق خود را در آغوش کشیدن و از زیبایی او مانند نوشیدن شراب لذت بردن.
هوش مصنوعی: من دلتنگ دلبر زیبایی هستم که مانند آهو سریع و فراری است.
هوش مصنوعی: از او خواهش میکنم که وقتی لبش را میبوسم، به خاطر عشق و شوقی که دارم، دندانم را بر لبش نزنم.
هوش مصنوعی: سرو از زیبایی و قامت او شرمنده میشود و زمانی که او به باغ میرود، گویی قصد نشستن و چمیدن دارد.
هوش مصنوعی: با این وجود، چون شراب او بسیار است، دل باید از عشق او جدا شود، حتی اگر این کار دشوار باشد.
هوش مصنوعی: دل را به دوش کشیدم و در پای او قرار دادم، گفت که تا چه زمانی باید به خاطر ناملایمات و سختیها سرپیچی کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه بتواند مرو را چشم دیدن
نه اندیشه درو داند رسیدن
همه رنج من از بلغاریانست
که مادامم همی باید کشیدن
گنه بلغاریان را نیز هم نیست
بگویم گر تو بتوانی شنیدن
خدایا این بلا و فتنه از توست
[...]
چه میخواهند ازین محمل کشیدن
چه میجویند ازین منزل بریدن
نبود او عاشقش از روی دیدن
ولیکن عاشقش بود از شنیدن
کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
کی داند دام قدرت را دریدن
چو پایت نیست تا از ما گریزی
بنه گردن رها کن سر کشیدن
دوان شو سوی شیرینی چو غوره
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.