سوی من بین که ز هجرت به گداز آمدهام
روی بنمای که پیشت به نیاز آمدهام
به سر زلف درازت کششی داشتمی
زان کشش به شبهای دراز آمدهام
از تو رفتم، چه کنم صبر چو نتوانستم
اینک آشفته و عاجز شده باز آمدهام
گر در ابروی تو بینم من مدهوش، مرنج
چه کنم، مست به محراب نماز آمدهام؟
دل من جان به تو بخشید و منم پروانه
وز پی سوختن شمع طراز آمدهام
خسروم، از چو منی دور مکن چشم که من
خاک درگاه شه بندهنواز آمدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حس دلتنگی و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او باوجود دوری از معشوق و سختیهای هجرت، به درگاه او بازگشته و خواستار توجه و روی اوست. شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره دارد و از اشتیاق و فراق سخن میگوید. او خود را شمعی میداند که به پروانگی عشق خود مشغول است و در نهایت از معشوق میخواهد که او را رها نکند و به او توجه کند.
هوش مصنوعی: به من نگاه کن که از دوری و جدایی در حال سوختن هستم. لطفاً روی خود را به من نشان بده زیرا با تمام نیازمندیهایم به سوی تو آمدهام.
هوش مصنوعی: من به خاطر جذابیت موهای بلندت، اضطرابی را تجربه کردهام که به خاطر آن در شبهای بلند و بیخواب ماندهام.
هوش مصنوعی: از تو جدا شدم، چه کنم که صبر کردن برایم ممکن نبود. حالا ناامید و سردرگم دوباره به سمت تو بازگشتهام.
هوش مصنوعی: اگر در ابروی تو مرا مدهوش ببینی، ناراحت نباش؛ چه میتوانم بکنم وقتی که مست و غرق در عشق تو، به نماز آمدهام؟
هوش مصنوعی: دل من عشق و محبتش را به تو تقدیم کرده و من مانند پروانهای هستم که به خاطر سوختن شمع، به سوی آن میآیم.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، از من دور نشو و چشم برگردان نکن، زیرا من به عنوان خاک درگاه تو آمدهام و تو را میپرستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من به اومید تو از راه دراز آمدهام
ناز بگذار دمی چون به نیاز آمدهام
رهروان را به شب تار دلیلی باید
من به بوی خوش آن زلف دراز آمدهام
شمع بی زحمت پروانه نباشد بنشان
[...]
من به این در نه پی نعمت و ناز آمدهام
طاق ابروی تو دیدم به نماز آمدهام
نکهت زلف تو پیچید به گلزار بهشت
به طلبکاری آن عمر دراز آمدهام
از پی مصلحتی در قفسم داشتهاند
[...]
باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمدهام
خشمگین رفته به صد عجز و نیاز آمدهام
رفتن از رشک رقیب آمدن از غایت شوق
بارها رفتهام از آن در و بازآمدهام
کردهام طی به امید ره شوقت رحمی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.