اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام
شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست
اینک درون جان خودت جای کرده ام
سنگم که می زنند مگو کاین نهفته دار
کاین جلوه خویش را به ته پای کرده ام
بیرون کشم دو دیده که در عهد حسن تو
گه گه نظر به ماه شب آرای کرده ام
مجنون روزگار توام کز غم تو خو
با آهوان بادیه پیمای کرده ام
وصف تو نیست در خور خسرو، من این صفت
وام از سخنوران شکرخای کرده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و غم خود میگوید و بیان میکند که برای معشوقش، تمام دل را به سینهاش جا داده است. او شادی و غم را به صورت توأمان و به خاطر معشوق تجربه میکند و درون جان خود را به وجود او گره زده است. عشق او به معشوق به حدی عمیق است که در درد و رنج این عشق، شبیه به مجنون شده است. شاعر خود را در وصف معشوق ناتوان میبیند و از سخنوران تقاضا دارد تا او را در بیان زیباییهای معشوق یاری دهند.
هوش مصنوعی: ابتدا برای درد و اندوه تو جایگاهی در سینهام فراهم کردهام و سپس دلبر و زیبایی مانند تو را با اراده خود انتخاب کردهام.
هوش مصنوعی: شادی و غم هر دو به خاطر تو هستند، اینک من در عمق وجود خودم جا گرفتهام.
هوش مصنوعی: هرچند به من آسیب میزنند و سنگ پرتاب میکنند، اما نباید بگویم که این کارها تاثیری بر من ندارد. من به قدرت و راز وجود خود آگاهی دارم و زیبایی و جلال درونم را در جایی عمیقتر نمایان کردهام.
هوش مصنوعی: من دو چشمانم را بیرون میآورم که در زمانهی زیبایی تو، گاهی به چهرهی ماه شبنما نگاه کردهام.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم تو چنان مجنون شدهام که حتی همدمی با آهوان صحرا را برگزیدهام.
هوش مصنوعی: تو را نمیتوان با وصفی که شایستهی یک پادشاه باشد توصیف کرد. من این ویژگی را از شاعران و سخنوران ماهر و شیرینزبان یاد گرفتهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.