تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
خونابه دل است شرابی که من خورم
از خوردن جگر جگر من کباب شد
نبود سزای خورد کبابی که من خورم
هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگر
تیغ است بی تو قطره آبی که من خورم
از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیست
طوفان آفت این می نابی که من خورم
سنگ است خسرو، ار نه کجا طاقت آورد؟
از شعله های دل تف و تابی که من خورم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عمق حسرت و اندوه خود میپردازد. او احساس میکند که هر آبی که مینوشد، به نوعی به حسرت بدل میشود و شرابی که مینوشد، یادآور درد دل اوست. با توصیف جگر خود و جگر کباب شده، از شدت غصه و فقدان عشقش سخن میگوید و آب را در غیاب معشوق به تیغی تشبیه میکند که او را میآزارد. در نهایت، او به شدت احساس میکند که عشقش چنان آتشینی دارد که تحمل آن برایش سخت شده است.
هوش مصنوعی: هر آبی که مینوشم، برایم حسرت به همراه دارد و هر شرابی که میخورم، تنها درد دل من را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: من از خوردن جگر به شدت ناراحت و عذاب دیدهام، حالا هیچکس نمیتواند بفهمد که چه درد و رنجی را من به خاطر این کبابی که میخورم متحمل میشوم.
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم آب خوشی که در وجودم است را بنوشم، زیرا بدون تو، هر لحظهای که من بخواهم آب بنوشم، احساس درد و تیرگویی در دلم دارم.
هوش مصنوعی: من به یاد لبهای تو، حتی از یک قطره خونم مینوشم، زیرا طوفان بیمثال این می ناب که مینوشم، هیچ چیز نیست.
هوش مصنوعی: خسرو مثل سنگ است، اگر اینطور نبود، چگونه میتوانست در برابر شعلههای دل و عواطف شدیدی که من تجربه میکنم، تاب بیاورد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.