ای میر همه شکر فروشان
توبه شکن صلاح کوشان
عشاق ز دست چون تو ساقی
خونابه به جای باده نوشان
در میکده غمت سفالی
نرخ همه معرفت فروشان
یک خرقه رخت درست نگذاشت
در صومعه کبود پوشان
در کاوش کنه خوبی تو
کند است خیال تیزهوشان
از پرده چو گل دمی برون آی
باد همه نیکوان فروشان
خوش وقت تو کآگهی نداری
از آتش سینه های جوشان
بیدار نگشت نرگس مست
از ناله بلبل خروشان
از تو سخنی به هر ولایت
خسرو به ولایت خموشان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش از عشق و عشقورزی میپردازد و با اشاره به ساقیای که شکر میفروشد، به بیخبر بودن از درد عاشقان و ویرانی عاطفی آنها اعتراف میکند. او توصیف میکند که در میکده، غم و اندوه زندگی حاکم است و معرفت در آنجا بها ندارد. شاعر به آسیبهای روحی ناشی از فاصله میان عشق و حقیقت اشاره میکند و از نرگس مست میخواهد که به ندای بلبل پاسخ دهد. در نهایت، شاعر با اشاره به خود و وضعیت خموشان، به ناکامی در بیان عشق و درد خود میپردازد.
هوش مصنوعی: ای سرور همه کسانی که شیرینی میفروشند و توبه میشکنند، کجاست کسو که اهل صلاح و نیکی است؟
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر تو، ای ساقی، به جای نوشیدن شراب، خون خود را مینوشند.
هوش مصنوعی: در میکده، دلباختگان غم تو، همگی به قیمتگذاری معارف و دانایی میپردازند.
هوش مصنوعی: در صومعهای که پوشش کبود دارد، هیچ لباس درستی بر تن نکردند.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به خوبیهای تو، تیزهوشان در تلاشند و در جستجوی رازهای تو هستند.
هوش مصنوعی: از پشت پرده همانند گل، لحظهای به بیرون بیایید که باد تمامی نیکوکاران را به زمین میافکند.
هوش مصنوعی: خوشبحالت که از شعلههای سینههای پر از حسرت خبر نداری.
هوش مصنوعی: نرگس بیا در خواب نماند و به شور و شوق بلبل گوش ندهد.
هوش مصنوعی: از تو انتظاری میرود تا در هر جایگاه و هر شرایطی، کلامی گرانقدر و مؤثر بیان کنی، حتی در میان افرادی که کمحرف و ساکت هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بنده خرقه کبودت
در جنت عدن حله پوشان
بر یاد لب تو در صوامع
زهاد زمانه باده نوشان
بشکست لب شکر فروشت
[...]
هرچند ز چشم زرد گوشان
سرخ است رخم ز خون جوشان
بر میر سپه دوید جوشان
چون سیل که در رسید خروشان
منگر به حدیث خرقهپوشان
آن سختدلانِ سستکوشان
آویخته سُبحهشان به گردن
همچون جرس از درازگوشان
از دور چو کُشتگان ببینی
[...]
جانی و دلی ز غصه جوشان
برگشت بدین نوا خروشان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.