ای آرزوی امیدواران
ای مرهم درد دل فگاران
از دشمنی آنچه بود، کردی
ای دوست، چنین کنند یاران؟
تا سایه زلف تو بدیدم
دیوانه شدم چو سایه داران
افگند تنم چو موی باریک
در زیر گلیم سوگواران
می گریم بر غریبی خویش
چون ابر به موسم بهاران
گر شرح دهم غم تو صد سال
یک قصه نگویم از هزاران
آن ها که تو می کنی برین دل
از دل نشود به روزگاران
با این همه چشم بر سر راه
می دارم چون امیدواران
تا کی گذری به سوی خسرو
چون بر سر کشت خشک باران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و آرزوهایش برای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که او تنها مرهم درد دلهای غمگینان است. او به شدت تحت تأثیر زیبایی و جذبه معشوق قرار گرفته و احساس دیوانگی میکند. شاعر با غم و اندوهی عمیق از نرسیدن به معشوق مینالد و بر تنهایی و غریبیاش میگرید. در انتها، او همچنان امید دارد که روزی به سوی معشوق بازگردد و دستش را بگیرد، اگرچه ممکن است این انتظار بسیار طولانی باشد.
هوش مصنوعی: ای آرزوهای کسانی که امیدوارند، ای تسکیندهنده درد دل کسانی که غم دارند.
هوش مصنوعی: ای دوست، تو از دشمنی چه کارهایی کردی که یاران نیز چنین رفتار کنند؟
هوش مصنوعی: وقتی که سایه زلف تو را دیدم، دیوانه شدم مثل کسانی که سایه دارند.
هوش مصنوعی: جسمم مانند موی نازک در زیر یک فرش غمگین پخش شده است.
هوش مصنوعی: من به خاطر تنهایی و غربت خود گریه میکنم، مانند ابری که در فصل بهار باران میبارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم غم تو را به تفصیل بیان کنم، حتی در طول صد سال، نمیتوانم از هزاران داستان غمانگیزی که دارم، یک روایت حقیقی را بگویم.
هوش مصنوعی: افرادی که تو برایشان دل میسوزانی، هرچقدر هم که زمان بگذرد، از دل فراموش نخواهند شد.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که با وجود تمام مشکلات و سختیها، همچنان امیدوارانه منتظر فرصتی هستم. مانند افرادی که به آیندهشان امید دارند و در انتظار تغییرات مثبت در زندگیشان هستند.
هوش مصنوعی: تا کی باید منتظر باشم که بارانی بر سر کشت خشک و بیبرکت من ببارد، مانند آن که به سوی معشوقی میروم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک سینه و صد هزار شعله
یک دیده و صد هزار باران
غمهای من اعتذار خویشان
احوال من اعتبار یاران
اندر دی و بهمن حوادث
[...]
آورده برات رستگاران
از بهر چو ما گناهکاران
ای روی تو شمع تاج داران
زلف تو طلسم بیقراران
اعجوبهٔ زلف خرده کارت
اغلوطهٔ ده بزرگواران
از عکس جمال جان فزایت
[...]
امروز اگر دمی چو یاران
باشی به مراد دوستداران
آرام دل امیدواران
آسایش جان بیقراران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.