شکرین لعل تو کان نمک است
گرچه شکر نه مکان نمک است
خود نمک از لب تو چاشنی است
وین سخن هم ز زبان نمک است
حسن بر لعل تو خط میآورد
زان که او عامل کان نمک است
میگدازد لبت از بوسه زدن
چه توان کرد از آن نمک است
چشم من بین ز خیال لب تو
که شب و روز میان نمک است
میبیندیش ازین گریه من
آخر آن آب زیان نمک است
باری اندیشه خسرو میکن
که به حق جمله جهان نمک است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت لبهای محبوبش میپردازد که به اندازه نمک شیرین و جذاب به نظر میرسند. او به تأثیر لبهای محبوب بر احساسات و اندیشههایش اشاره میکند و میگوید که عشق و حسرت به آن لبها به او زجر میدهد. همچنین با پیوند دادن زیبایی محبوب به نمک، به عمق عشق و وابستگی خود اشاره میکند و بیان میکند که این عشق تمام وجودش را تحت تأثیر قرار داده است. الحس و زیبایی مورد نظر شاعر، همچون نمک، طعم زندگیاش را تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: لبهای شیرین و سرخ تو مانند نمک هستند، هرچند که شکر در محل نمک نیست.
هوش مصنوعی: طعم و لذتی که از لب تو به دست میآید، مانند نمک است که به غذا چاشنی میدهد و این حرفها هم شیرینی و جذابیتشان از کلام تو نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: زیبایی چهره تو همچون نگینی است که به آن نقش و نگار میزنند، زیرا تو خود منبع جذابیتی هستی که همه چیز را به سمت خود میکشد.
هوش مصنوعی: لبت از بوسه زدن به شدت داغ میشود، اما چه کار میتوان کرد که طعم نمک آن غیرقابل مقاومت است.
هوش مصنوعی: چشم من به یاد لب تو است که همیشه مانند نمک در حال خودنمایی است.
هوش مصنوعی: به فکر این باش که گریه من در نهایت نتیجهای ندارد و میتواند به اندازهی نمک ضرر داشته باشد.
هوش مصنوعی: باری به فکر خسرو بیفت که در واقع، تمامی دنیا همانند نمک است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.