نرگس مست تو خواب آلوده است
لب لعل تو شراب آلوده است
آگه از ناله من کی گردد
چشم مست تو که خواب آلوده است
خویی کز عارض تو باز شده ست
برگ گل را به گلاب آلوده ست
لب تو در دل من بنشسته ست
نمکی را به کباب آلوده ست
ازتری خواست چکیدن آری
لب تو کز می ناب آلوده ست
سخن تلخ تو زان شیرینست
که شکر را به جواب آلوده ست
بنده خسرو چه گنه کرد امروز
که حدیثت به عتاب آلوده ست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش میپردازد و حال و هوای عاشقانه خود را بیان میکند. نرگس و لبهای محبوبش به نوعی به خواب رفته و خوابآلودی را نشان میدهد. او در دلش احساس عشق و عذابی تلخ و شیرین را تجربه میکند و ارتباط این احساسات را با ویژگیهای محبوبش مانند نرگس و لبهای لعلش ترسیم میکند. شاعر از نالههای خود میگوید و به عتابی که از سوی محبوبش میبیند، اعتراض میکند و در نهایت خود را در میان عشق و عذابش مییابد.
هوش مصنوعی: چشمهای نرگس تو به خواب رفته و لب شیرین تو مانند شرابی سرشار از شوق و نشاط است.
هوش مصنوعی: آیا چشمان خواب آلود تو که از نالههای من باخبر نیستند، بیدار خواهند شد؟
هوش مصنوعی: خوی و رفتار تو که از جمال تو ناشی میشود، در حقیقت به گونهای است که با زیباییها آمیخته شده و شبیه به گلابی است که به گلها عطر و طراوت میبخشد.
هوش مصنوعی: لبان تو در دل من جای گرفتهاند و طعم شور آنها مثل نمکی است که به کباب اضافه شده است.
هوش مصنوعی: لبهای تو از شراب خالص چکیده و آلوده شده است.
هوش مصنوعی: سخن تلخ تو به خاطر تاثیرش شیرینتر است، چون شیرینی شکر در پاسخ به آن، حسنه و لذت بیشتری به آن میدهد.
هوش مصنوعی: بندهی تو چه گناهی کرده است امروز که سخن تو بوی خشم و نارضایتی میدهد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر عروسی که کنون در چمن است
همه در حیرت و حسرت چو من است
شاخ از قطره چو سیمین سمن است
برگ در روضه چو زرین مجن است
آب بر شاخ بهنگام سحر
[...]
سیزده جنس نهاده است نبی
که همه مسخ شدند و همه هست
ز آن یکی خرس که بد خنثی طبع
دیگری پیل که شد فسق پرست
من خری دیدم کو مسخ نبود
[...]
دل و جانم بره جانان است
گر بدو باز رسم جان آن است
پای در دامن صبر آرم از آنک
دست دست ستم هجران است
آن چه من می کشم از فرقت او
[...]
شاخ سرسبز و چمن دلشادست
عالم از عدل بهار آباد است
غنچه تا روی به صحرا آورد
گرهی از سر دل بگشادست
سرو در خدمت گل برپایست
[...]
گر ز خورشید بوم بی نور است
از پی ضعف خود، نه از پی اوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.