ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینها
وی کرده گمان دهنت، دفع یقینها
کافر نکند با دل من آنچه تو کردی
یعنی که در اسلام روا باشد از اینها
زینسان که بکشتی به شکرخنده جهانی
خواهم که به دندان کشم از لعل تو کینها
از ناصیه ما نشود خاک درش دور
چون صندل بت برهمنان را ز جبینها
من خود شدم از کیش و گر خود صنم اینست
بسیار شود در سر کارش دل و دینها
در کعبه مقصود رسیدن که تواند
در بادیه هجر تو از فتنه کمینها
نالم به سر کوی تو هر صبح به امید
چون مطرب درهای کرم پاسنشینها
گر مهر گیا بایدت، ای دوست، طلب کن
هرجا که چکد آب دو چشمم به زمینها
دشوار رود مهر تو از سینه خسرو
ماندست چو نقشی که بماند به نگینها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت زلف معشوق و تأثیر عمیق آن بر جان و دل خود میپردازد. او از درد و شوقی سخن میگوید که بر اثر محبت معشوق به او دست میدهد و احساس میکند که دین و ایمانش تحت تأثیر این عشق قرار گرفته است. معشوق با لبخند و زلف چلیپایی خود، قلب او را تسخیر کرده و او را درگیر تمنای شیرین خود کرده است. همچنین، شاعر احساس میکند که در جستجوی معشوق خود، همچون مطربی که در انتظار توجه دیگران است، به ناله و نیایش میپردازد. در نهایت، او از دشواریهای عشق و تأثیر عمیق آن بر وضعیت روحی و روانیاش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: زلفهای پیچوتابدار تو، باعث ویرانی دینها شده است و من به وجود دهانت شک دارم که باعث از بین رفتن یقینها میشود.
هوش مصنوعی: کافر نمیتواند با دل من آنچه تو کردی، یعنی کارهایی که تو با من کردی برای من مجاز است.
هوش مصنوعی: با این وضع که تو با لبخند شیرینت مرا به زحمت میاندازی، جهانی برایم میسازم که از زیبایی دندانهای تو میتوانم انتقام بگیرم.
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان شده است که از سرنوشتمان نمیتوانیم دوری کنیم، همانطور که بوی خوش چوب صندل به خاطر انسانهای مشابه ناپدید نمیشود. این تصویر به نوعی به ارتباط عمیق میان ما و ماهیت وجودیمان اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من به دلیل عشق و محبت به معشوق، تبدیل به همان چیزهایی شدهام که او را میسازند. در دل و روح انسان، بسیاری از مسائل و دغدغهها به وجود میآید که به خاطر اوست.
هوش مصنوعی: در کعبه، هدف رسیدن به معبود است؛ اما در بیابان جدایی از تو، چگونه میتوان از دسیسهها و فتنهها در امان ماند؟
هوش مصنوعی: هر صبح در سر کوی تو به امید میگریم و چون مطرب، در انتظار میمانم تا درهای لطف و کرمت به روی من باز شود.
هوش مصنوعی: اگر خواهان محبت و عشق هستی، ای دوست، در هر جایی که اشکهای من بر زمین میریزد، آن را جستجو کن.
هوش مصنوعی: عشق تو به قدری عمیق و ماندگار است که مانند یک نقشی که بر روی نگین حک شده، هیچگاه از دل خسرو محو نمیشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خاک درت سجدهگه جمله جبینها
زنار دو گیسوی تو سرفتنه دینها
عشاق تو را طاقت جور و ستمت نیست
گشتند همه خاک درت بگذر از اینها
با عاشق خود جور و جفا کمتر از این کن
[...]
دیدم صنمی، های صلا، کعبهنشینها
بیعانه ببازید به یادش دل و دینها
در عشق، دل از کوثر و رضوان نگشاید
از دوست تسلی نتوان گشت، به اینها
صید دلم افتاد به صحرای رمیدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.