چشمها را گوی کاین ناز و کرشمه کم کنند
ور نه ترسم عالمی را خسته و در هم کنند
هم شکاف جان کنند و هم بسی خون دل آب
شانه و آبی که زلفت را خم اندر خم کنند
مرهم از لبهات می جویم بدین جان فگار
وای بر ریشی که آن را از نمک مرهم کنند
بر درت عشاق خون گریند و رو و مو کنند
چون زنان از گرمی دل شعله ماتم کنند
چشم مشتاقانت از خون بسته گردد نی ز آب
باز نگشاید مگر بازش هم از خونم کنند
بند بر عاشق بدان ماند که باشد بر جگر
ناتوان را زحمت جانی و داغش هم کنند
دم که بر یادش بر آید باز در تن چون رود
وه بدین خواری چگونه یاد آن همدم کنند
ای صبا، آنان که دل سنگ اند، بهر ما بگوی
ما ز غم مردیم دل از بهر ما بی غم کنند
خسروا، جان دوست می داری، ز جانان دم مزن
شاهدان باید که کار شیرمردان کم کنند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دردهای عشق و عذابهای ناشی از فراق سخن میگوید. او ناز و کرشمه محبوب را خطرناک میداند و میترسد که این زیباییها دل عاشقان را خسته کند. عشق او به حدی عمیق است که حتی مرهم بر زخمهایش را در لبان محبوب جستجو میکند و میبیند که دیگران به خاطر عشقش در غم و ماتم به سر میبرند. شاعر از صبا میخواهد تا پیام عشق و دردش را به دلهای سنگی برساند و در نهایت، به جانان گوشزد میکند که نباید از عشق یاد کند، مگر آنکه شاهدان به نحوی نشان دهند که مبتلایان همدردی میکنند.
هوش مصنوعی: چشمها را بگو که این ناز و بازیگری را کمتر کنند، وگرنه میترسم که همه را خسته و صبرشان را تنگ کنند.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن عواطف عمیق و روابط عاشقانه پرداخته است. شاعر اشاره میکند که ارتباط عاشقانه میتواند هم سبب درد و رنج روحی (خون دل) شود و هم زیبایی و لطافت (آب شانه) را به همراه داشته باشد. زلفهای معشوق که به شکل خمیده و زیبایی در آمدهاند، نماد جذابیت و دلربایی است که به نوعی روح و جان عاشق را تحت تأثیر قرار میدهد. در کل، این متن بازتابی از زیباییها و دردهای عشق است.
هوش مصنوعی: به دنبال تسکینی از لبهایت هستم، زیرا این دل زخمدار ناراحت است. چه دردناک است که آن زخم را با نمکی که میسوزاند، درمان کنند.
هوش مصنوعی: عشاق بر در تو به شدت گریه میکنند و مانند زنان، از شدت درد و احساس شکست، موهای خود را پریشان میکنند و آتش اندوه را در دل خود حس میکنند.
هوش مصنوعی: چشم علاقهمندان به عشق، از اشکی که در دل دارند، خشک میشود و نمیتواند به آب چشم بیفتد، مگر این که دوباره از عشق و احساسات عمیقشان برایشان بگویند.
هوش مصنوعی: عاشق به حالتی شبیه به کسی است که زخم قلبش را تحمل میکند، در حالی که این زخم و درد برای او بسیار سخت و طاقتفرساست.
هوش مصنوعی: زمانی که یاد او به سراغم میآید، بدنم مانند رود به شدت دچار تلاطم میشود و نمیدانم چگونه میتوانم با این احوال به یاد آن همدم عزیز بپردازم.
هوش مصنوعی: ای نسیم، به آنانی که دلهای سخت و بیرحم دارند بگو که ما از غمها جانمان به لب رسیده است. برای ما دلرحمی کنند و از دغدغهها و اندوههای ما آگاه شوند.
هوش مصنوعی: اگر جان دوست را دوست داری، از عشق به محبوب سخن مگو؛ زیرا باید آگاه باشی که کار دلیران در این میدان کمتر از کار آنها نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لیک در ایران وزیران قصد جان هم کنند
هر به روزی چند سور ملک را ماتم کنند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.