ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد
وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد
خنجر زهراب داده در کف قصاب داد
هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست
آن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد
باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کرد
چشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد
وین کجا ماند ز چشم و ابرویش زین سان که او
ترک مست کافری را راه در محراب داد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای چشم و ابرو و جذابیتهای معشوق میپردازد. شاعر از تأثیر چشم مست و مژگان معشوق بر دل و جان عاشق سخن میگوید و به تصاویری از تیرهای غمزه و کمان ابرو اشاره میکند که اثرات عمیق و مخرب بر عاشق دارند. در واقع، این زیباییها باعث میشوند که عاشق در حالتی رنج و شیدایی به سر ببرد و در نهایت، معشوق کافر به او راهی به دیانت و محبت میدهد. شعر به طور کلی حال و هوای عاشقانه و مملو از احساسات را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: بارش شبنم از گل نرگس به روی زمین، باعث شد که گلها جان تازهای بگیرند و همچنین بارش تگرگ که روحافزا بود، به میوه عناب لطافتی بخشید.
هوش مصنوعی: چشم زیبای او با مژگانش به شدت مرا مجروح کرد، مانند خنجری که در دست قصابی بوده و زهرآلود است.
هوش مصنوعی: هر تیر عشقی که با ناز از انگشتان او پرتاب میشود، نخستین نشانهاش را بر دل دوستان میزند.
هوش مصنوعی: پس از مدتی، دوباره آن ابروهای کمانی و جذاب که با شیطنت میخندیدند، چشمی را هدف قرار دادند و از مژگان خود تیر غمزهای رها کردند.
هوش مصنوعی: و اینجا چگونه میتوان از دید و زیبایی او صحبت کرد، در حالی که او به یک جوان ترک دیوانهای که کافر است، اجازه داده تا به محراب نزدیک شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب داد
طاق ابرویت شکست گوشه محراب داد
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرود
عاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ما
[...]
پادشاهی که به شب خلق جهان را خواب داد
دست صنعش طره ی مشکین شب را تاب داد
هر دم از دارالشفای شوق از بهر دوا
دردمندان را ز حکمت شکر و عناب داد
چون به دست صنع خود خوان کرم می گسترید
[...]
آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد
اضطرابم اشک را خاصیت سیماب داد
گرچه اقبالم ضعیف افتاده، ادبارم خوش است
آسمان روز سیاهم را شب مهتاب داد
{بیاض}
[...]
تا عرق،گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب داد
خانهٔ خورشید رخت ناز بر سیلاب داد
کس به ضبط دل چه پردازد که عرض جلوه ات
حیرت آیینه را هم جوهر سیماب داد
در محبت غافل از آداب نتوان زبستن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.