ای همرهان که آگه از آن رفته منید
گمره شدم، برید و بر آن راهم افگنید
نامه کنید سوی ویم تا بدو رسم
خاکسترم کنید و بر آن خط پراگنید
بر خاک من رسید و پس از مرگ هر گیاه
کورانه بوی وی بود از بیخ بر کنید
ای طالبان وصل، ز ما دور، کز فراق
ما چاک سینه ایم و شما چاک دامنید
ای تائبان عشق، یکی دیدنش روید
دانم که زاهدید، اگر توبه بشکنید
جانان یکی بس است که میرند بهر او
گویی نه اید زنده چو یک جان به یک تنید
خسرو که سوخته دل او پس دلش دهید
وان دل که سوخته نبود آتشش زنید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و فراق عشق میگوید و از همرهان خود میخواهد که او را در این مسیر تنهایی همراهی کنند. او از گمراهی و بیراهی خود سخن میگوید و تقاضا دارد که نامهای به معشوقش ارسال کنند تا بعد از مرگش خاکستر او را بر سر خط اقرار بپاشند. در ادامه، شاعر به حالت پریشانی و نابودی خود در دوری از معشوق اشاره میکند و عشق را امری یگانه و ضروری میداند که جان و دل را به آتش میکشد. او به طرفداران عشق میآموزد که تنها یک دیدار از معشوق کافی است تا بر تمام سختیها غلبه کنند. در پایان، از کسانی که دلهایشان سوخته نیست میخواهد که همچنان به عشق پایبند بمانند.
هوش مصنوعی: ای همسفران که از حال من خبر دارید، من گم شدهام، بروید و بر سر راه من سنگ بیندازید.
هوش مصنوعی: به او نامهای بنویسید و بفرستید تا با او ملاقات کنم و بتوانم خاکسترِ خودم را به او بسپارم و بر آن خطی بزنید.
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، بر روی خاک من، هر گیاهی که رویید، به طور بیخبر و ناخواسته، بوی حضور او را از ریشهاش احساس میکرد.
هوش مصنوعی: ای کسانی که به دنبال وصال هستید، از ما دورید، زیرا ما از جدایی چاکهای سینه داریم و شما چاک دامن.
هوش مصنوعی: ای تائبان عشق، میدانم که اگر توبهتان را بشکنید، به دیدن او میرسید.
هوش مصنوعی: عزیز من فقط یک نفر کافی است که برای او جان میدهند، پس وقتی برای او زنده هستی، جز یک جان نیستید که به یک جسم تعلق دارد.
هوش مصنوعی: خسرو که دلش به عشق سوخته است، دل او را به کسی بدهید و دلهایی که سوخته نیستند را به آتش بکشید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شه زاده رفت شور به عالم درافگنید
وین طاس سرنگون فلک خرد بشکنید
خاتون هفت کشور و زهر ای هشت خلد
جان داد و دم شمرد شما دم چه می زنید؟
آخر نه این عزیزه جگر گوشه شه است؟
[...]
افلاک را خیام و سراپرده بر کنید
زین پس خیام و پردهسرا را چه میکنید
خورشید بارگاه شرف رفت ازین سرا
آتش به بارگاه و سراپرده در زنید
خورشید ملک رفت به خاک سیه فرو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.