ما جام جهان نمای ذاتیم
ما مظهر جمله صفاتیم
ما نسخه نامه اللهیم
ما گنج طلسم کائناتیم
هم صورت واجب الوجودیم
هم معنی و جان ممکناتیم
هر چند که مجمل دو کَونیم
تفضیل جمیع مجملاتیم
برتر ز مکان و در مکانیم
بیرون ز جهات و در جهاتیم
ما هادی جمله علومیم
محبوس نحیف را نجاتیم
کو مرده بیا که روح بخشیم
کو تشنه بیا که ما فراتیم
ای درد کشیده ی دوا جوی
از ما مگذر که ما دوائیم
چون قطب ز جای خود نجنبیم
چون چرخ اگرچه بی ثباتیم
هم مغربیم و مشرق و شمس
مه ظلمت و چشمه حیاتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین هویت و جایگاه خود و دیگر موجودات میپردازد و با تأکید بر وحدت وجود، خود را نموداری از صفات الهی میداند. او بهعنوان نمایندهٔ علوم و معرفت، قدرت و وسعت وجودی را که فراتر از مکان و زمان است، بیان میکند و خود را نجاتدهندهٔ انسانها معرفی مینماید. در ادامه، او بهعنوان منبع حیات و داروی درد، دعوت میکند که دردکشیدگان و جویندگان علم نزد او بیایند. به طور کلی، این اشعار حال و هوای عرفانی و فلسفی دارد و بر پیوستگی و وحدت وجود تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ما همان جلوههای ذاتی هستیم که همه صفات و ویژگیها را در بر داریم.
هوش مصنوعی: ما فرستادههای حق هستیم و رازها و گنجینههای هستی را در خود داریم.
هوش مصنوعی: ما هم شکل و صورت حقیقی هستیم و هم مفهوم و روح موجودات ممکن.
هوش مصنوعی: هرچند که ما ممکن است بیان مختصری از وجود داشته باشیم، اما از همهی بیانهای مختصر فراتر و برجستهتر هستیم.
هوش مصنوعی: ما فراتر از مکان هستیم و در عین حال در مکانها زندگی میکنیم، از جهات مختلف جدا هستیم و در عین حال در همان جهات حضور داریم.
هوش مصنوعی: ما راهنمای همه دانشها هستیم و میتوانیم به کسانی که در حالات دشوار و ضعیف قرار دارند، کمک کنیم و آنها را نجات دهیم.
هوش مصنوعی: بیاید ای کسانی که نیاز به زندگی دوباره دارید، بیایید تا روح تازهای به شما بدهیم. ای کسانی که تشنهاید، بیایید که ما مانند فرات، سیرابتان کنیم.
هوش مصنوعی: ای کسی که در درد و رنجی و به دنبال درمان هستی، از ما دور نشو، چون ما خود دارو و درمان تو هستیم.
هوش مصنوعی: اگر ما مثل قطب شمال ثابت و بیحرکت باشیم، مانند چرخ که در حرکت است، هرچند به ظاهر ناپایدار به نظر میرسد، اما باید در همین حالت ثابت و استوار باشیم.
هوش مصنوعی: ما هم در غرب و هم در شرق وجود داریم، و چون خورشید روشنایی بخش و چشمهای از حیات هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کودکی از امید و از بیم
مشغول شده به درس و تعلیم
کاموخته شد چو خرد، با سیم
کالای بزرگ را بود بیم
نی مال و نه زر نه گنج و نه سیم
آسوده ز خوف و ایمن از بیم
ما را که به تختگاه تعلیم
بنهاده به فرق تاج تکریم
خونم شده قطره قطره از بیم
در رگ چو رقوم سطر تقویم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.