یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
تا ز من باقی بود اسم و اثر نگذاردم
تا ز من ما و منی را باز نستاند نگار
تا نسازد او زمن چیزی دگر نگذاردم
با وجود انکه گشتم در پیش از خویشتن
چون زمین و آسمان زیر و زبر نگذاردم
من بخود محجوبی از وی دارم امیدی که او
وز حجاب از خویشتن زین بیشتر نگذاردم
گرچه من اندر هوایش پر و بالی میزنم
لیکن امید است که او بیبال و پر نگذاردم
مردم چشمم از آنم چشم انسان کرده است
چونکه من انسان عینم از نظر نگذاردم
ور که دایدار و گفتارش یقین دانم که او
یکزمان بی سمع و یکدم بی بصر نگذاردم
من گدای او از آن گشتم بسان مغربی
کاو دگر همچون گدایان دربدر نگذاردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط و حالوهوای خود با محبوب میپردازد. او از حجابهای درونی و موانع خود سخن میگوید و تلاش میکند تا وجود خود را از محبوب پنهان کند. با این حال، امید دارد که محبوب بتواند او را از این حجابها رها کند. شاعر به توصیف احساسات و توقعات خود از این رابطه میپردازد و در نهایت به حالتی از گدایی اشاره میکند که در پی رسیدن به محبوب است. این غزل نمادی از عشق عمیق و تلاش برای دستیابی به درک واقعی از ارتباط عاطفی است.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، وقتی من زندهام، نگذار که از وجود خودم آگاه شود؛ تا زمانی که از من چیزی باقی مانده، نگذار نام و نشانی از من باقی بماند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که محبوب من از وجود من جدا نشود، هیچ چیز دیگری از من باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تلاش کردم تا خودم را به شکل و شمایل جدیدی درآورم، اما نتوانستم سر و سامان خودم را تغییر دهم.
هوش مصنوعی: من از او انتظار دارم که خود را از حجابهایش رها کند و به من نزدیکتر شود، زیرا خودم نیز در درونم حجابهایی دارم که مانع ارتباط نزدیکتر با او میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که من برای جذب توجه او تلاش زیادی میکنم و از خودم تلاش و انرژی نشان میدهم، اما امیدوارم که او به من اجازه ندهد بدون کار و تلاش دلسرد شوم.
هوش مصنوعی: بر اساس این بیت، فردی به خود میبالد که با انسانها چشم در چشم شده و آنها را میبیند. او اعتقاد دارد که وقتی خود را به عنوان یک انسان مینگرد، دیگران نیز از او چشمپوشی نمیکنند و این برابری در نگاه و احساس را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر که من با کسی که در حضورش هستم و گفتارش را میفهمم، این را به یقین بدانم که او حتی برای یک لحظه نیز بدون شنوایی و بینایی من را رها نمیکند.
هوش مصنوعی: من به خاطر او به گونهای گدا شدم، مثل کسی که در مغرب است و دیگر نمیتواند مانند گدایان به بیسر و سامانی ادامه دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.