در دل چو خیره خیره کند عشق خار خار
با رنج دیر دیر کند صبر دار دار
در تن خزد ز بویه وصل تو مور مور
در من جهد ز انده هجر تو مار مار
سر در کشم به جامه در از شرم زیر زیر
گریم ز فرقت تو دل آزار زار زار
بر دیده ام چو اشک زند یار تیر تیر
پیچان شوم چنانکه کنم جامه تار تار
آویزدم نظر نظر اندر مژه مژه
از دانه دانه لؤلؤ دیده چو هار هار
تا کی برآزماییم ای دوست نیک نیک
تا چند برگراییم ای یار بار بار
گل گل فتاده بر دو رخ من رده رده
تا تازه تازه در جگرم خست خار خار
غم کم خورم که هست زیانکار خیر خیر
دل خوش کنم که هست جفاکار یار یار
از راهها که هست مخوفست راه راه
وز کارها که هست نه خوبست کار کار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد فراق پرداخته است. شاعر از رنج و عذابی که ناشی از دوری معشوق است سخن میگوید و احساساتش را با تصاویری زیبا توصیف میکند. او از صبر و تحمل در برابر عشق صحبت کرده و به شیوهای عاطفی، تنهایی و غم خویش را بیان میکند. در نهایت، شاعر به یار خود میگوید که با وجود درد و رنج، امیدوار است و به جفای یار عادت کرده است.
هوش مصنوعی: عشق اگر در دل انسان نفوذ کند، به مانند خاری میماند که درد و رنج به همراه میآورد. اما باید صبر کرد و تحمل نمود.
هوش مصنوعی: در بدن من به خاطر عطر وصالت نشانههای عشق زنده شده و احساس میکنم که از درد جداییات به شدت رنج میبرم.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم فراق تو، در میان لباسهای خود پنهان شدهام و از شدت شرم و ناراحتی، زیر گریه میکنم. دلتنگی من به حدی است که بیاختیار اشکهایم با شدت فرو میریزند.
هوش مصنوعی: وقتی که اشک از چشمانم به خاطر یار بریزد، دلم از غم و اندوه تیر میکشد و چنان پریشان میشوم که مانند جامهای پاره و نامرتب به نظر میرسم.
هوش مصنوعی: نگاهم را به مژههایت دوختهام و از زیبایی چشمانت همانند لؤلؤهای درخشان، محصور شدهام.
هوش مصنوعی: ای دوست، تا کی میخواهیم با هم به رقابت و آزمایش بپردازیم؟ آیا باز هم باید چندین بار به تکرار این کار بپردازیم؟
هوش مصنوعی: گلهای سرخ به صورت من نقش بستهاند و این صورت زیبا با طراوت، در دل من زخمهایی از خارهای دردناک به جا گذاشته است.
هوش مصنوعی: غم زیادی نمیخورم چون میدانم که در نهایت ضرر میکنم. بهتر است خوشحال باشم چون کسی که به او وابستهام، همیشه به من ظلم کرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از مسیرهایی که وجود دارند، برخی خطرناک و ناامن هستند و همچنین در بین کارها نیز، برخی از آنها خوب و پسندیده نیستند. به طور کلی، اشاره به این دارد که هم در انتخاب مسیرها و هم در انتخاب کارها باید با احتیاط و دقت عمل کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.