محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۳۸
در آن وقت کی خواجه بوطاهر، پسر مهتر شیخ، کودک بود یک روز کودکان دبیرستان تختۀ خواجه بوطاهر را به خانۀ شیخ بازآوردند چنانک رسم ایشان باشد، خواجه حسن پیش شیخ آمد و گفت کودکان لوح خواجه بوطاهر بازآوردهاند. شیخ گفت به کدام سوره؟ حسن گفت بسورۀ لم یکن، شیخ گفت میوه پیش کودکان بنه، حسن میوه بنهاد. شیخ گفت مهتر دبیرستان شما کدامست؟ به یکی اشارت کردند، شیخ او را بخواند و گفت استاد را بگوی کی این بار به سورۀ لم یکن کودک را تخته بازنفرستیا! تخته کی بازفرستی بسورۀ الم نشرح بازفرست.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، خواجه بوطاهر، فرزند شیخ کودک، به خانه شیخ آورده میشود و یکی از دوستانش به نام حسن گزارشی از لوح او ارائه میدهد. شیخ با ذکر سورهای، به حسن میگوید که میوهای در اختیار کودکان قرار دهد و سپس دبیر دبیرستان را میطلبد. او از دبیر میخواهد تا به استاد بگوید که دیگر نباید خواجه بوطاهر را با سورهای که برایش مناسب نیست مجدد به تحصیل بفرستد و بلکه او را به سوره مناسبتری ارجاع دهد.
هوش مصنوعی: در آن زمان که خواجه بوطاهر، پسر مهتر شیخ، کودک بود، یک روز بچههای دبیرستان تخته خواجه بوطاهر را به خانه شیخ آوردند، طبق معمولشان. خواجه حسن پیش شیخ آمد و گفت که بچهها لوح خواجه بوطاهر را برگرداندهاند. شیخ پرسید: به کدام سوره؟ حسن پاسخ داد: به سوره لم یکن. شیخ گفت: پس میوهای برای کودکان بگذار. حسن میوه را گذاشت. سپس شیخ از او پرسید: مهتر دبیرستان شما کیست؟ به یکی اشاره کردند و شیخ او را خواست و گفت: به استاد بگویید که دیگر بچه را با سوره لم یکن به تخته نفرستد! دفعه بعد بچه را با سوره الم نشرح فرستاده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.