شیخ گفت هرکه با ما درین حدیث موافقست او ما را خویش است اگر چه ازو تا ما مرحلهاست و هرکه هم پشت ما نیست درین حدیث او ما را هیچ کس نیست آنگه گفت قحط خدا آمده است، و هرگه که کاروانی را دیدی گفتی از هم کاران ما هیچ کس با شما بودند کی جامهای پاره پاره پوشند و آنگه با جمع خویش گفتی هم کاران ما اندکیاند و ایشان را در دوجهان کار نیست.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ بیان میکند که هر کسی که با آنها در بحث و گفتوگو همراستاست، از نزدیکان و دوستان آنها محسوب میشود، حتی اگر در ظاهر فاصلهای با هم داشته باشند. او به وضعیت قحطی اشاره میکند و وقتی کاروانی را میبیند، به آنها میگوید که هیچ یک از همراهان او در این جمع حضور ندارند. در نهایت، شیخ احساس میکند که یارانش در دنیای مادی حیات مستقلی ندارند و در جمع آنها تعداد کمی باقی مانده است.
هوش مصنوعی: شیخ بیان کرد که هر کسی که با ما در این موضوع هم نظر باشد، او را جزء خود میدانیم، حتی اگر فاصله زیادی بین ما باشد. اما هر کس که با ما موافق نیست، ما او را هیچ حساب نمیکنیم. سپس گفت که قحطی از جانب خدا آمده است و هرگاه کاروانی را دیدید، گفتید که هیچکدام از همکاران ما در آنجا نیستند. آیا کسانی که لباسهای پارهپاره پوشیدهاند میتوانند همکار ما باشند؟ سپس با جمع خود گفت که تعداد همکاران ما اندک است و آنها در این دنیا و آن دنیا هیچ کاری ندارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.