به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
ببین کرا به که در دوستی بدل کردی
چه اعتماد توان کرد بر تو ای غافل
که اعتماد بر آن مایهٔ حیل کردی
مرا محل ستادن نماند در کویت
ز بس که با دگران لطف بیمحل کردی
بر آن شدی که کنی نام خویش بر دل غیر
خیال سکه زدن بر زر دغل کردی
نبود بد عمل من چرا در آزارم
عمل به قول رقیبان بدعمل کردی
بسی مدد ز اجل خواست روزگارو نکرد
مرا به گور ولیکن تو بیاجل کردی
نبود مثل تو اول کسی چرا آخر
بناکسی همه جا خویش را مثل کردی
وگرچه پاس تو دارم به چشم رمز شناس
که آنچه در نظرم بود محتمل کردی
حدیث نیک دهد یار محتشم دیگر
بگو چو ختم حکایت برین غزل کردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از بیوفایی و نامرادی دوست سخن میگوید و در مورد تغییر رفتار او در دوستی ابراز ناامیدی میکند. او به این نکته اشاره میکند که اعتماد بر چنین شخصی کار دشواری است، زیرا او در دوستی و وفاداری به دیگران خیانت کرده است. همچنین، شاعر احساس میکند که با خیانت این دوست، دیگر جایگاهی در قلب او ندارد و نام خود را در دل دیگران ثبت کرده است. او بر این باور است که رفتار بد این دوست موجب رنجش او شده و به ناامیدی و تردید در رابطه اشاره میکند. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه برای دوست خود احترام قائل است، اما حقیقت تلخ را نمیتواند نادیده بگیرد.
هوش مصنوعی: تو با محبت کسی دیگر در اخلاص من خدشه ایجاد کردی، حالا ببین که به چه کسی در دوستی تبدیل شدهای.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان به تو ای بیخبر اعتماد کرد، در حالی که اعتماد بر چیزی کردی که خودت آن را به دام فریب تبدیل کردهای؟
هوش مصنوعی: دیگر جایی برای ایستادن من در کوی تو نمانده است، زیرا به شدت با دیگران محبت داشتی که جایی برای من باقی نماند.
هوش مصنوعی: تو تصمیم گرفتهای که نام خود را در دل دیگران بگذاری، اما مانند کسی هستی که میخواهد بر فلز بیارزش نقرهای تقلیدی سکه بزند.
هوش مصنوعی: عمل بد من که چرا در آزار و اذیت تو نیسی؟ این نشان میدهد که تو با رفتار ناپسند رقیبان، به قول آنها عمل کردهای.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که با وجود خطرات و مشکلاتی که در زندگیاش پیش آمده، هنوز به سرنوشت خود در مرگ نرسیده است. اما به طور خاص، شخصی دیگری بدون هیچ خطری و بهدلیل بیاحتیاطی، او را در وضعیتی قرار داده که احساس میکند از زندگی به دور شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو وجود نداشت، اما حالا در انتها میبینم که همه جا، افراد به نوعی شبیه تو شدهاند.
هوش مصنوعی: با اینکه به نشانهی خاصی به تو احترام میگذارم و تو را میشناسم، اما تو آنچه را که در ذهن من بود، به راحتی امکانپذیر کردی.
هوش مصنوعی: دوست باوقار و محترم داستان خوبی را نقل میکند. حالا باید بگویی که چگونه این روایت را در پایان شعر به اتمام رساندی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.