ای طور تو را جهان خریدار
من جور تو را به جان خریدار
سوی تو که یوسف جهانی
رو کرده جهان خریدار
وصلت به خدا که رایگان است
هرچند خرد گران خریدار
تو ناز فروش اگر به سویت
صد گنج کند روان خریدار
گوئی همه دم برین دروبام
میبارد از آسمان خریدار
بسته است ره سرایت از بس
افتاده بر آستان خریدار
چون محتشم از متاع وصلم
ممنوع ولی همان خریدار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و شوق به معشوقی میپردازد که به او همچون گنجی ارزشمند و نایاب مینگرد. معشوق در این شعر به یوسف جهانی تشبیه شده و شاعر به شیوهای احساساتش را در مورد او بیان میکند. او حاضر است هرگونه بهایی برای وصال بپردازد، حتی اگر این وصال رایگان باشد. عشق و longing به معشوق آنقدر شدید است که شاعر دچار ممنوعیت در رسیدن به اوست، اما همچنان به تمایل و خواست خریدار بر میگردد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و سرسپردگیاش به معشوق، فراتر از هر چیز مادی است.
هوش مصنوعی: ای کوه طور، جهان به خاطر تو ارزشمند است و من جانم را برای زیباییات فدای میکنم.
هوش مصنوعی: به سمت تو که زیباترین و بهترین در جهان هستی، دنیا به تو علاقهمند و جویای تو شده است.
هوش مصنوعی: پیوندی که با خدا برقرار میشود، بدون هزینه و مجانی است، هرچند که عقل و درک انسان به سختی ارزش این ارتباط را میفهمد.
هوش مصنوعی: اگر تو زیبایی و دلربایی خود را به نمایش بگذاری، حتی اگر صد ثروت هم هزینه شود، خریداران فراوانی برای جذب محبت و توجه تو خواهند آمد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هر لحظه از آسمان چیزهای ارزشمندی بر روی من باریده میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر دیوانگی و بیپناهی، دیگر راهی به سمت سرای تو نیست، چون به شدت از مشتری نیازمند تو شدهام.
هوش مصنوعی: هرچند که من به خاطر عشق و وصال به معشوقم دسترسی ندارم، اما همچنان آن خریدار وفادار باقی ماندهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.