دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
داد سبک دستی دهم در سر فشانی ای پسر
رسم وفا بنیاد کن آوارهای را یاد کن
درماندهای را شاد کن تا در نمانی ای پسر
بر خاکساران بیخبر مستانه بر رخش جفا
در شاه راه دلبری خوش میدوانی ای پسر
حسنت همی گوید که هان خوش جهانی را به کس
هیچت نمیگوید که هی نی جوانی ای پسر
با صد شکایت پیش تو چون آیم اندر یک سخن
بندی زبانم گویا جادو زبانی ای پسر
دیشب سبکدستی تو را میداد گستاخانه می
کامروز از آن لایعقلی بر سر گرانی ای پسر
دیوان شعر محتشم پر آتش است از حرف جور
غافل مشو از سوز او روزی بخوانی ای پسر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به دلبری و دوستداشتنی بودن پسر تأکید میکند و از او میخواهد تا به دیگران توجه کند و به آوارگان و درماندگان کمک کند. او همچنین به زیباییهای جوانی و دنیا اشاره میکند و یادآور میشود که نباید دچار غفلت شد. نگران رویدادهایی است که ممکن است به وجود آید و از پسر میخواهد تا از اشتباهات خود درس بگیرد و به سوز و گدازهای کلامش توجه کند. در نهایت، نسبت به شعر و تأثیر آن بر روح انسان تأمل میکند و بر لزوم خواندن آن تأکید دارد.
هوش مصنوعی: میدانم اگر از عشق کسی راضی باشی و دلخوش به او، میتوانم به تو محبت و رهایی ببخشم تا بتوانی با آرامش خاطر زندگی کنی.
هوش مصنوعی: برای وفاداری پایدار تلاش کن، به یاد کسی که بیخانمان است بیفت، و دل کسی که در تنگناست شاد کن، تا در این وضعیت نامناسب نمانی، ای پسر.
هوش مصنوعی: در میان افرادی که بیخبر از دنیا هستند و در حال خوشگذرانی هستند، تو به زیبا جلوه دادن خود در راه عشق ادامه میدهی. ای پسر، تو به خوبی در این کار مهارت داری.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به همه میگوید که خوشبختی در دنیا را به کسی نمیتوان منتقل کرد. جوانی، ای پسر، باید خودت آن را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که با صدای شکایت و ناله پیش تو میآیم، نمیتوانم به خوبی سخن بگویم. زبانم مثل جادوگری است که در کنترل توست، ای پسر.
هوش مصنوعی: دیشب بیپروا به ناز و نوازش تو دل میباختم، امروز با آن بیخردیات درگیر مشکلات و چالشها شدهام، پسرم.
هوش مصنوعی: شعرهای محتشم سرشار از احساسات عمیق و سوزی است که ناشی از ناعدالتیها و سختیهای زندگی است. هرگز فراموش نکن که این احساسات میتوانند در دل تو هم بهوجود بیایند و روزی ممکن است به آنها پی ببری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر
کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر
دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار تو
حیرانم اندر کار تو بر چه سانی، ای پسر
زرین کمر بالای سر جعدی فروتر از کمر
[...]
از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر
جان را اگر جان دگر باشد تو آنی ای پسر
نادر بود از دلبران هم دلربا هم جان ستان
دل می ربائی ای جوان جان می ستانی ای پسر
می ریزم از چشم تر لخت دل و خون جگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.