زهی ربوده لعل تو صد فسون پرداز
فریب خورده چشمت هزار شعبده باز
رقیب محرم راز تو گشت نزدیک است
که اشگ من بدرد صدهزار پردهٔ راز
به صد شعف جهم از جا چو خوانیم سگ خویش
چه جای آن که به سوی خودم کنی آواز
به طول و عرض شبی در وصال میخواهم
که بر تو عرض کنم قصههای دور و دراز
به نام نامی محمود در قلمرو عشق
زدند سکهٔ شاهی ولی طفیل ایاز
به عهد لیلی و شیرین هزار عاشق بود
شدند زان همه مجنون و کوه کن ممتاز
عجب اگر تو هم از سوز من الم نکشی
که هست آتش پروانه سوز شمع گداز
بپرس از نفست سر آن دهن که جز او
کسی نرفته به راه عدم که آید باز
به غیر دیدنش ار طاقتم ازو نگذشت
که غیرت از همه کاهیست سست و کوه گداز
چو نیست محتشم آن مه ز مهر دمسازت
به داغ هجر بسوز و بسوز هجر بساز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که چگونه جذابیت و جاذبه او موجب فریب و شگفتی دیگران میشود. او از عشق و دلتنگی سخن میگوید و در انتظار وصال، آرزوی بیان قصههای پیچیدهاش را دارد. شاعر به عشقهای قدیمی همچون لیلی و مجنون اشاره میکند و به سوز و گداز ناشی از دوری معشوق میپردازد. او در نهایت، از نبود محبوبش رنج میبرد و دلش را آتش میزند.
هوش مصنوعی: عجب زیبایی از دندانهای تو، که صدها جادوگر را تحت تاثیر قرار میدهد و چشمان تو مانند هزار شعبدهباز، وادار به فریب و جادو میکند.
هوش مصنوعی: رقیب، که از رازهای تو باخبر شده است، به من نزدیک میشود و این باعث میشود که اشک من به خاطر دردهای پنهان و رازهای زیادی که دارم، بریزد.
هوش مصنوعی: زمانی که با شادی و شور و شوق خود را از جا حرکت میدهم، سگ من به آواز من واکنش نشان میدهد. چه جایی دارد که تو نیز به سمت من آواز بخوانی؟
هوش مصنوعی: من شب را به درازا و عریضی میطلبم تا بتوانم برای تو داستانهای طولانی و جذابی را بازگو کنم.
هوش مصنوعی: با نام بزرگ محمود در دنیای عشق، سکهای به ارزش شاهی ضرب کردند، اما این کار به خاطر ایاز انجام شد.
هوش مصنوعی: در زمان لیلی و شیرین، هزاران عاشق وجود داشتند که به خاطر عشق به آنها دچار جنون شدند و عشقشان آنها را به اوج و قلههای متفاوتی رساند.
هوش مصنوعی: عجب است اگر تو هم از درد من ناراحت نشوی، زیرا شعلهٔ آتش پروانه به خاطر سوز شمع، در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: از خودت بپرس که آیا جز نفس تو، کسی هرگز به دنیای عدم پا گذاشته و به زندگی بازگشته است؟
هوش مصنوعی: اگر در غیر از دیدن او طاقت و توانم از بین برود، بدان که غیرت و استقامت نسبت به دیگران، همچون خاکی نرم و سست است و در برابر کوه، بیارزش و ناتوان میباشد.
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوق زیبا و باوقار در کنار تو نیست، باید به خاطر غم جدایی بسوزی و تحمل این عذاب را داشته باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند
فدای دست قلم باد دست چنگ نواز
تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب
[...]
اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد
بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز
من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز
اگر دو دیده افعی بهخاصیت بکند
بدانگهی که زمرد بدو برند فراز،
من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز.
بهشتوار شد از نوبهار گیتی باز
در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز
درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ
شکن شکن شده آب شَمَر چو سینه باز
سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب
[...]
چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز
شبی که آز برآرد کنم به همت روز
دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز
اگر ندارم گردون نگویدم که بدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.