ای نمایان سهیل اوج وجود
کافتاب سپهر ایجادی
وی همایون نگین خاتم جود
که چو حاتم به بذل معتادی
دل ویران هرکه بود نهاد
ز التفات تو رو به آبادی
در ترازوی جود سنگ سبک
بهر هیچ آفریده ننهادی
لیک نوبت به دوستان چو رسید
تو به راه تغافل افتادی
وه چه گفتم تو حاتم ید جود
از کرام داد حاتمی دادی
آشکارا اگر چه بر رخ ما
در احسان خویش بگشادی
خدمت چند روزهٔ ما را
دستمزد نکو فرستادی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش شخصیتی بزرگ و کریم پرداخته است که او را با حاتم طایی مقایسه میکند. این شخصیت، محبت و احسانی بینظیر دارد و سخاوت او به اندازهای است که هرکسی را به آبادانی دعوت میکند. اما با این حال، شاعر میبیند که گاهی در ارتباط با دوستانش، این شخصیت به نوعی تغافل میافتد و به ندرت خود را نمایان میکند. با این حال، در نهایت شاعر از خدمات و نیکیهایی که این شخصیت به او کرده، قدردانی میکند و آرزوی دستمزد نیکو برای او دارد.
هوش مصنوعی: ای نمایان سهیل، اوج وجود و تابش خورشید آسمان آفرینش.
هوش مصنوعی: او مانند نگین با ارزشی است که در انگشتری درخشان قرار دارد و همچون حاتم طائی، در بخشش و generosity، سرشناس و معروف است.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش خراب و ویران بود، با محبت و توجه تو، مسیرش به سمت آبادانی و خوشبختی تغییر کرد.
هوش مصنوعی: در ترازوی بخشش، هیچ چیز قابل ارزشی از آفریدهها قرار ندادهای.
هوش مصنوعی: اما وقتی نوبت به دوستان رسید، تو در پی خودداری و بیتوجهی رفتی.
هوش مصنوعی: چه سخنی گفتم، تو مانند حاتم طائی هستی که از کرم و بخشش خود، به من عطا کردی.
هوش مصنوعی: اگرچه تو در مورد نیکیها و محبتهایت به ما به وضوح صحبت میکنی،
هوش مصنوعی: خدمات و تلاشهای ما را با پاداشی خوب جبران کردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان گشاید فقع که بگشادی
زان نمایذ ترا که بنمادی
ای جهانی ز تو به آزادی
بر من از تو چراست بیدادی
دل من دادی و نبود مرا
از دل بیوفای تو شادی
دل دهان دل به دوستی دادند
[...]
ای سرشته به سیرت رادی
داد رادی به واجبی دادی
تازه در خسروی به حل و به عقد
صد طریق ستوده بنهادی
رنجها را برسم در بستی
[...]
چون در لطف و جود بگشادی
رهنمایی به ما فرستادی
از دل راد او رود رادی
زان دل راد دارم آزادی
زردی از رخ ز دودش آن دل راد
ای دل راد ، داد او دادی
درد دارد ز زار دل زارش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.