گنجور

 
نیر تبریزی

انس من ای شیخ با می است و دف و عود

می نتوان کرد ترک عادت معهود

می‌دهد امشب نوید مرغ سلیمان

مطرب شیرین زبان به نغمه داوود

ساقی مجلس گشود زلف سمن‌سا

مجلسیان پر کنید دامن مقصود

ملک جهان گو مباش که پر کرد

دولت وصل ایاز دیدۀ محمود

چشم زلیخا گر این جمال ببیند

یوسف خود را دهد به درهم معدود

محتسبا باش تا رسم به خرابات

خرده مینا به دست و خرقه می‌آلود

خیز که خفتی و رفت قافله صبح

نوبت نالیدن است ای دل خوشنود

واله پروانه‌ام که تا بر معشوق

بال و پر خویشتن نسوخت نیاسود

مطرب خوشگو ز طبع روشن نیر

باز کش امشب به تار لؤلؤ منضود

 
 
منوچهری

بار خدای جهان خلیفهٔ معبود

نیکو مولود و نیک طالع مولود

گویی محمود بود بیش ز مسعود؟

نی‌نی مسعود هست بیش ز محمود

سعدی

مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود

خادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود

قرعهٔ همت برآمد آیت رحمت

یار درآمد ز در به طالع مسعود

دوست به دنیا و آخرت نتوان داد

[...]

یغمای جندقی

جزع یمانش شد از شبه گهر آمود

دیده نم آرد چو گشت خانه پر از دود

گفتمش از خط جمال حسن بکاهد

روشنی ماه در سواد شب افزود

جام سفالینه هست و کنج خرابات

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از یغمای جندقی
قاآنی

طالع مسعود چیست طلعت محمود

شکر که تنها مراست طالع مسعود

چند دهی زاهدا به خلد فریبم

طلعت محمود به ز جنت موعود

ما به تو مستظهریم از همه عالم

[...]

نیر تبریزی

ساقی مجلس گشود زلف سمن سود

مجلسیان پر کنید دامن مقصود

حسن تو روز رخ ایاز سیه کرد

مژده برای باد صبحگاه بمعمود

چشم زلیخا گر اینجمال به بند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نیر تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه