یا رب آزاد کن مرا از من
برهانم ز دستِ آهرمن
فرحی از شمامۀ رضوان
فرجی از زمانۀ ریمن
تا شوم ایمن از خطا و زَلَل
تا شوم فارغ از زمین و زمن
هرکه پرسد ز واحد القهَار
هم تو او را جواب ده که به من
بیش زین ره مده که برخیزد
این همه ما و من زما و زمن
نظری کن که بشکفد بیخار
گلِ امّیدِ ما ز طرفِ چمن
پیرهزن میبرد کلاوه و هست
قدرِ یوسف برون ز حدِّ یمن
ما سبکبار و او گرانکاوین
ما روان بیپناه و او ذوالمن
دستگیرا به فضلِ خویش بپوش
بر سرِ سیِّئاتِ ما دامن
به خودش خوان ز خود نزاری را
بیش از ایینش مدار با دشمن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از پروردگار درخواست میکند که او را از خود و دنیا آزاد کند تا بتواند از خطا و اشتباهات رها شود و به آرامش برسد. او به امید الهی اشاره میکند و از خدا میخواهد که به او نظر کند تا امیدش مانند گلی در چمن بشکفد. شاعر همچنین به احساس تنهایی و بیپناهی خود اشاره میکند و از خدا درخواست میکند که با فضیلت خود او را پشتیبانی کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که باید با دشمنی و بدیها فاصله گرفت و به خدا نزدیکتر شد.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، مرا از شدت درونی خود خلاص کن و از شر و مکر شیطان نجات ده.
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی از بهشتی که در آن هستید و خوشبختیای که در زمان حال تجربه میکنید.
هوش مصنوعی: برای اینکه از اشتباه و لغزشها مصون شوم و از قید و بند زمان و مکان رها گردم.
هوش مصنوعی: هر کسی که دربارهٔ نیروی یگانه و غالب سؤال کند، تو به او بگو که پاسخ این سؤال در من نهفته است.
هوش مصنوعی: این مسیر را ادامه نده که این احساسات من و تو و زمان و مکان ممکن است بیدار شوند و عواقب نامطبوعی به دنبال داشته باشند.
هوش مصنوعی: به ما لطفی کن تا امیدهای ما مانند گلهای بدون خار، در چمن شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: پیرهزن چیزی را میبرد که ارزش زیادی دارد و شاید آن را فراتر از حد انتظارش پیدا کرده است. این نشاندهندهی اهمیت و ارزش چیزی است که در حال حمل آن است.
هوش مصنوعی: ما بیملاحظه و سبکبار هستیم، در حالی که او بسیار سختگیر و متفکر است. ما بدون هیچ پناهی در حال حرکت هستیم، اما او قدرت و توانایی دارد.
هوش مصنوعی: ای دستگیر و بخشنده، به رحمت و لطف خود بر گناهان ما پرده بیفکن و آنها را بپوشان.
هوش مصنوعی: به خاطر خودت، بیشتر از آنچه که شایسته است با دشمن رفتار نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که حسد هست دشمن ریمن
کیست کو نیست دشمن دشمن
ای دریغا که برنخوردم من
زان رخ چون گل و تن چو سمن
این مثل زد وزیر با بهمن
دوست نادان بتر زصد دشمن
بادِ مرو است یا نسیم سمن
اینکه وقت سحر رسید به من
هیچکس ننگرم ز من تأمن
که نشد پیش دوست و پس دشمن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.