سگالی هست ما را در میانه
که میباید شدن با او روانه
میانِ ما و او چیزی نماندهست
مگر ماییِ ما دام است و دانه
به جز اویی که هستِ اوست مطلق
دگرها جمله افسون وفسانه
مقلّد میکند دعوی که هستم
زغالی و مقصر آن یگانه
ولی ممکن بود هرگز که خفاش
ورای سدره سازد آشیانه
زهی ناممکن آخر در غدیری
کجا گنجد محیط بیکرانه
بتر از بتپرستی خودپرستی
درافتاده به دورانِ زمانه
بود کز بتپرستی باز آیند
کنند از دیر رخ در کعبه خانه
چو غل باشد که در گردن بماند
وبالِ خودپرستی جاودانه
نزاری با سخندان دارد این رمز
نه با نادان که گوید احمقانه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوعاتی از جمله خودپرستی و افسونهای دنیوی اشاره میکند. او میگوید که میان انسان و حقیقتی مطلق چیزی جز خودخواهی باقی نمانده است. همچنین بر این نکته تأکید میشود که انسانها در دام خودپرستی گرفتارند و این خودپرستی بدتر از بتپرستی است. در انتها، شاعر به این نتیجه میرسد که باید از خودپرستی فاصله گرفت و به حقیقت نزدیک شد، زیرا نادانی و جهل موجب دوری از ذات حقیقی میشود.
هوش مصنوعی: نقش مهمی در زندگی ما وجود دارد که باید برای رسیدن به هدفها و آرزوهایمان، با آن همراه شویم.
هوش مصنوعی: بین ما و او چیزی باقی نمانده جز وابستگیها و نیازهای ما، همچون دام و دانه.
هوش مصنوعی: جز او که وجودش بینظیر و حقیقت مطلق است، بقیه موجودات همهاش خیالات و افسانهها هستند.
هوش مصنوعی: دست به کار میشود و ادعا میکند که من زغال هستم و تنها کسی که باعث این وضعیت شده است، خود اوست.
هوش مصنوعی: اما ممکن بود که هیچگاه خفاش نتواند در بالای درخت سنجد لانه بسازد.
هوش مصنوعی: ای کاش چنین چیزی ممکن بود، اما در غدیری که وسیع و بیکران است، جایی برای محدودیتها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: بدتر از پرستش بتها، خودپرستی است که فرد را به ورطههای زمان و مشکلات دچار میکند.
هوش مصنوعی: افرادی که به پرستش بتها روی آورده بودند، از پرستش خود باز میگردند و از مکانهای مانع، به کعبه و خانه خدا میآیند.
هوش مصنوعی: اگر خودپسندی مانند حلقهای بر گردن انسان باشد، همیشه بار سنگینی بر دوش او خواهد بود.
هوش مصنوعی: نزاری میگوید که این راز و سخن مهم را تنها باید با کسانی در میان گذاشت که دانایند و نمیتوان آن را به نادانانی گفت که به طور احمقانه صحبت میکنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی بیعیب نبود در زمانه
رطب را استه باشد در میانه
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
تنش گردد شقاوت را فسانه
روانش تیر خذلان را نشانه
یکی گردد بپیروزی دو خانه؟
بمردی باشدش ملک شهانه
سپاهی پیش او شد بی کرانه
همه شیران جنگی و جوانه
جگرشان کرد پیکان را نشانه
[...]
مرا دی یاسمن پیغام دادست
به تو ای صاحب و صدر یگانه
ز هر نوعی سخن گفتهست پنهان
غرض را درج کرده در میانه
چه فرمایی کنون پیغام او را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.