برفتی و ما را به هجران سپردی
بس از عشوه بازآ که از حد ببردی
تصور نبودم فراموشی از تو
دریغا که بر مَنسیانم شمردی
به خار ستم چشم عقلم خلیدی
به دست جفا حلق جانم فشردی
نصیحت کنم خویشتن را که ساکن
فرودآ به پای خُم کار دُردی
کسی را یک جو ندارد غم تو
تو تا چند کوشی که از غم بمردی
نزاری نگفتم حذر کن ز قلزم
برفتی و خود را به طوفان سپردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به محبوبی میپردازد که پس از رفتنش او را در هجران و اندوه عمیق رها کرده است. او به شدت دلتنگی و تلخی این جدایی را احساس میکند و افسوس میخورد که محبوبش او را فراموش کرده است. شاعر با وجود درد و رنج ناشی از غم جدایی، خود را نصیحت میکند تا در برابر این وضعیت تسلیم نشود. او در آخر به محبوب میگوید که با رفتنش خود را به طوفانی خطرناک سپرده است و به او هشدار میدهد.
هوش مصنوعی: تو رفتی و ما را به دوری خود رها کردی. پس از همهی رفتارهای دلنشینت، بازگرد که صبر ما را به پایان رساندهای.
هوش مصنوعی: من هرگز فکر نمیکردم که فراموشی تو دامنگیر من شود، ای کاش که مرا هم از یاد نمیبردی.
هوش مصنوعی: چشم عقل من به خاطر ظلم و بیعدالتی مانند خاری آزرده شده است و تو با بیرحمی جانم را فشردهای.
هوش مصنوعی: به خودم نصیحت میکنم که در زندگیام کمکم و با آرامش پیش بروم و به لذتهای دنیوی بیافتاده و غرق نشوم.
هوش مصنوعی: اگر کسی حتی یک جو احساس عذاب و غم برای تو ندارد، چرا به خودت زحمت میدهی و برای این غم دست و پا میزنی؟ آیا هنوز نمیفهمی که خودت را به خاطر این غم به هلاکت میکشی؟
هوش مصنوعی: به تو هشدار دادم که از خطرات پرآشوب دوری کنی، ولی تو بیپروا به دریا رفتی و خود را در معرض طوفان قرار دادی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به گاه بزرگی بریدند حلقت
غلامان ز مظلومی و عجز و خردی
تو روئین تنی با بزرگان و خردان
که از گرز و تیغ همه جان ببردی
نه بر دل تو را، از غم دوست،دردی
نه بر چهره از خاک آن کوی، گردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.