دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی
کسی ندید چنین صورتی همه معنی
قیامت است به حسن و جمال و خلق شریف
مرا گریز از آن جادوان بود اولی
به چشمهای سیاهش نگر تعجب کن
که حور عین ز بهشت آمده ست در دنیی
چه واجب است به من بر از این سپس که به حق
همه شمایل و اوصاف او کنم انشی
اگر ز سایه ی زلفش خبر شود رضوان
دگر قرار نگیرد به سایه ی طوبی
به صورت تو بتا در بهشت نبود حور
چه جای لعبت چین است و صنعت مانی
امیدوار چنانم که بر مراد دهد
عنان وصل به دستم عنایت مولی
نزاریا نظری عاقلانه کن در کار
به عشق بازی و آشفتگی مکن دعوی
نگفتمت که به پیرانه سر مرو پی دل
سزای خویش ببینی هلا برو آری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای محبوبش میپردازد و ویژگیهای ظاهری او را به لطافت و جمال الهی تشبیه میکند. او معتقد است که هیچ یک از زیباییهای بهشتی نمیتواند با زیبایی محبوبش رقابت کند و خود را در مقابل این جاذبه ناتوان میبیند. همچنین از حیرت و شگفتی خود در برابر جمال محبوب سخن میگوید و به تردید در عشق و جستجوی حقیقت اشاره میکند. در نهایت، شاعر از نظر عقلانی در مورد عشق و عشقورزی هشدار میدهد و بر اهمیت دیدگاه عاقلانه تأکید میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس چنین چهرهای را ندیده که دو چشم زیبا و دو ابروی کمانی داشته باشد و به این وسیله تمام معنا را به تصویر بکشد.
هوش مصنوعی: روز قیامت با زیبایی و خلق نیکوی من همراه است، اما بهتر است که از آن جادوگران دوری کنم.
هوش مصنوعی: به چشمان سیاه او دقت کن و شگفتزده شو، زیرا او همچون حوریان بهشتی به این دنیا آمده است.
هوش مصنوعی: برای من به شدت ضروری است که بعد از این، همه ویژگیها و صفات او را به صورت نوشتاری بیان کنم.
هوش مصنوعی: اگر رضوان از زیبایی و سایهی زلف او باخبر شود، دیگر نمیتواند به سایهی درخت طوبی آرامش یابد.
هوش مصنوعی: به تصویر تو ای محبوب در بهشت، حوری وجود ندارد، پس چه جایی برای بازیگوشی و هنرهای چینی او خواهد بود؟
هوش مصنوعی: من به قدری امیدوارم که آرزوهای قلبیام به دستم برسد و لطف و رحمت پروردگار مرا به اتصال و وصال برساند.
هوش مصنوعی: عزیزم، در مورد عشق و هیجانها با احتیاط و دقت فکر کن و از دعوا و آشفتگی بیمورد پرهیز کن.
هوش مصنوعی: نگفتم که وقتی از جوانی گذشتهای و به کهنسالی نزدیک میشوی، به دنبال دلخوشیهای زودگذر و بیفایده نباشی. به جای آن، بهتر است به سراغ انگیزهها و چیزهایی بروی که واقعاً ارزشمند هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی
چنان که خاطر مجنون ز طرهٔ لیلی
چو گل شکر دهیم درد دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
به غنچهٔ تو شکر خنده نشانهٔ باده
[...]
فغان از آن دو سیه زلف و غمزگان که همی
بدین زره ببری و بدان ز ره ببری
چه چیز بهتر و نیکوتر است در دنیی؟
سپاه نی ملکی نی ضیاع نی رمه نی
سخن شریفتر و بهتر است سوی حکیم
ز هرچه هست در این رهگذار بیمعنی
بدین سخن شدهای تو رئیس جانوران
[...]
مشوش است دلم از کرشمه سلمی
چنانکه خاطر مجنون ز طره لیلی
چو گل شکر دهیم در دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
بغنچه تو شکر خنده نشئه باده
[...]
فراخت رایت ملک و ملک به علیین
کفایت ثقت الملک طاهربن علی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.