آخر منم و لبی و جامی
موقوف نی ام به ننگ و نامی
تشنیع چه می زنند بر من
بی پال و پری میان دامی
هر گه که به لب رسید جانم
حاصل شودم ز غیب کامی
از ملک جهان جز این ندارم
ماییم مدام در مدامی
تا در نزند به مغزم آتش
بیرون ننهم ز خویش گامی
واجب شده در سلوک عشاق
از خویش کشیدن انتقامی
آنجا که بدو رسد نماند
از ما نه نشانی و نه نامی
امشب چو گذر کنی به معراج
ای باد بدو رسان سلامی
گو می آیم به میهمانت
پرداخته دار خوش مقامی
هرجا به تکلف و تصرف
در گردنم آمده ست وامی
باشد که خزینه دار لطفت
زر بدهد و وا خرد غلامی
بنگر به کجا نزاری زار
و آن گه ز که می دهد پیامی
آری نبود غریب از آن جا
گر بنوازند ناتمامی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال خود میپردازد که در دنیای مادی و نامهای فانی غرق شده است و به جستجوی معانی عمیقتر و عشقی واقعی است. او از بیهدفی و ننگ و نام گریزان است و در پی تغییر و تحول در خود است. شاعر با یادآوری دشواریهای سلوک عاشقان، به این نکته اشاره میکند که در این مسیر باید از خویش فاصله گرفت و خود را از دنیا رها کرد. او به عالم روحانی و معراج اشاره میکند و در نهایت به امید دریافت لطف و رحمت الهی و دستیابی به مقام بالا میباشد.
هوش مصنوعی: در نهایت، من تنها محدود به لب و جام هستم و هیچ وابستگی به شهرت یا رسوایی ندارم.
هوش مصنوعی: چرا به من که بیپناه و بیدفاع هستم، اینقدر طعنه و سرزنش میزنند، در حالی که خودم در گِردابی از مشکلات گرفتار شدهام؟
هوش مصنوعی: هر زمانی که زبانم به صحبت میآید، از غیب موفقیتی نصیبم میشود.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز جز این لحظه را ندارم و همیشه در حالتی از ادامه و ماندگاری هستم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آتش الهام یا ایدهای در ذهنم شعلهور نشود، از خودم قدمی به جلو نمیگذارم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، لازم است که عاشقان از خودشان فاصله بگیرند و انتقامی در دل داشته باشند.
هوش مصنوعی: در جایی که به او برسیم، دیگر از ما نه نشانهای باقی میماند و نه نامی.
هوش مصنوعی: اگر امشب از جایی عبور کنی، ای باد، به او سلامی برسان.
هوش مصنوعی: میگوید که به دیدن تو خواهم آمد و در این دیدار به تو توجه ویژهای خواهم داشت، زیرا مقام و منزلت تو برایم ارزشمند است.
هوش مصنوعی: هر جا که در زندگی به دقت و زحمت نیاز داشتهام، احساس نمیکنم خودم را بهطور کامل رها کردهام.
هوش مصنوعی: امیدوارم که خزانهدار محبتت طلا بدهد و عقل تو در خدمت غلامی باشد.
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که کجا ناامید و غمگین هستی، و سپس ببین که از چه کسی پیامی به تو میرسد.
هوش مصنوعی: بله، اگر به خوبی از کسی استقبال شود، هیچ کس احساس غریبگی نمیکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از سرعت آسمان خرامی
سری بگشای بر نظامی
چون خوانده شد این ورق تمامی
دل سوخته پخته شد ز خامی
کز من به پدر بری سلامی
وز پی برسانیش پیامی
روز دل من بتلخکامی
در جای خطر فتد ز خامی
«یاری» چه کس است ناتمامی
زین هرزه درای بدکلامی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.