عشق این است که ما راست دگرها هوس است
هر که چون ماست نشانیش ز معشوق بس است
در حضوریم به کویش ز شد آمد فارغ
شهر پندار که بی محتسب و بی عسس است
خود چه باک است اگر شهر پر از محتسب اند
یا چه بیم است ز هر چند که در دهر کس است
دوست گو خواه نهان باشد گو خواه عیان
اصل معنی طلبد عشق که سوزش هوس است
قدر عیسی نشناسد خر بفسرده نفس
چه شناسند که موسی دم و عیسی نفس است
عقل کشتی صفتان را به جهالت نوح است
عشق ره گم شدگان را به دلالت جرس است
ما که دیوانه عشقیم ز عقل آزادیم
هر که جایی رسد از پس رَوی عقل خس است
صید چون مرغ نگردیم به هر دانه که خود
نسر طایر به بر همت ما چون مگس است
عمر ما را چه تفاوت که اجل در پیش است
عشق ما را چه تفاوت که غرامت ز پس است
هیچ دیوانه درین ره به نزاری نرسد
به رسیدن نبود آن که بدو دست رس است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمیقترین ابعاد عشق و دیوانگی ناشی از آن است. شاعر از تفاوت میان عشق راستین و هوس صحبت میکند و تاکید میکند که عشق حقیقی خالص است و نباید تحت تأثیر نفسانیات قرار گیرد. او به آزادی ناشی از عشق میپردازد و نشان میدهد که عقل نمیتواند عشق را درک کند. در این مسیر، تنها کسانی که همچون دیوانگان عاشقاند، حقیقت عشق را مییابند و به مقام والایی میرسند. در پایان، شاعر بر این باور است که کسانی که خود را در قید عقل محدود کردهاند، به مقام عشق نمیرسند.
هوش مصنوعی: عشق واقعی این است که ما به صداقت و خلوص احساسات خود پایبند باشیم، در حالی که هوس تنها به میلهای گذرا و سطحی اشاره دارد. هر کسی که مانند ما درک عمیقتری از عشق داشته باشد، نشانهاش از معشوق خودش روشن و مشخص است.
هوش مصنوعی: ما در کنار معشوق ایستادهایم، در حالی که شهر خیال و توهم از نظارت و کنترل خالی است.
هوش مصنوعی: نگرانی چه معنایی دارد اگر در شهر افرادی نظارت میکنند یا چه ترسی از این که در دنیا هر کسی وجود دارد.
هوش مصنوعی: دوست اگرچه پنهان باشد یا آشکار، درک حقیقت عشق مهمتر از هر چیز دیگری است زیرا این عشق به اندازهایست که در دل آتش هوس میسوزد.
هوش مصنوعی: افرادی که درک و شعور بالایی ندارند، مانند الاغ، نمیتوانند ارزش واقعی عیسی را بشناسند. آنها حتی نمیدانند که موسی و عیسی چقدر مهم و بزرگ هستند، زیرا تنها به جنبههای ظاهری مینگرند و از عمق معانی بیخبرند.
هوش مصنوعی: عقل، مانند کشتیای است که فقط به کسانی که ویژگیهای خاصی دارند، میتواند کمک کند، اما عشق مانند جرس (زنگ) است که راه را برای گمشدگان نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ما عاشقان دیوانهایم که از قید عقل رهایی یافتهایم. هر کسی که به موفقیتی برسد تنها به خاطر عقلش باشد، بیارزش است.
هوش مصنوعی: ما مانند پرندگان بیهدف به هر دانهای نمیرویم. چرا که خودمان را در حیات و تلاش برای رسیدن به اهداف بزرگتر محدود نمیکنیم و همت ما فراتر از اینهاست.
هوش مصنوعی: زندگی ما چه تفاوتی دارد که مرگ نزدیک است، عشق ما نیز اهمیتی ندارد که انتهایش بیوفایی باشد.
هوش مصنوعی: در این راه، هیچ فرد دیوانهای به مقصد نمیرسد؛ چون رسیدن به هدف، نیازمند کسی است که قابلیت و توانایی لازم را داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیگر اسکاف حکیمی که بخوی مگس است
دول حلواست چو حلوا ز همه باز پس است
بانگ بیهوده همیدارد گوئی جرس است
وز بسی گنده دکانش بمثال جرس است
گر چه با مایه کمی دون و دنی و دنس است
[...]
هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است
برود گر به سر ماه همان رشته بس است
هیچ کس نیست که او را به جهان دردی نیست
وانکه دردیش نباشد به جهان هیچ کس است
پخته شد در هوس دوست دلم بریانم
[...]
لیلیاش در دل و گوشش به صدای جرس است
یا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است
میبرد برگ گلی باد ز گلزار برون
بلبلی در پس دیوار مگر در قفس است؟
بلبل از بیخودی عشق جهد شاخ به شاخ
[...]
با تو آمیزش غیر الفت قند و مگس است
خودفروشی مکن ایشوخ بس است ارهوس است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.