هر که با سابقان قدم سپرد
هر دو عالم به یک درم نخرد
گو جهان بر خلاف مذهب باش
موقن البته هیچ غم نخورد
غلط احول است قرابه
بود و نابود را به هم شمرد
به همه حال هست مطلق را
نیست بیند چو از عدم نگرد
عقل چون زخم امتحان خورده است
بر سر کوی عشق کم گذرد
سخره دل مشو که نفس شریف
از فرومایگان ستم نبرد
پیش ما خود نزار یا نسزد
هر که با سابقان قدم سپرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت پیروی از اهل فضل و عرفان اشاره میکند و تأکید میکند که افراد بااخلاق و با سابقه باید اولویت داشته باشند. او به این نکته میپردازد که نباید به دنیا و دنیاداری اهمیت داد، زیرا در واقع ارزش زندگی در پایداری و دیانت نهفته است. همچنین، عقل را به عنوان ابزاری میداند که در مسیر عشق و سیر و سلوک کارایی کمتری دارد و به انسان توصیه میکند که از خودپرستی بر حذر باشد و در کنار بزرگواران گام بردارد. در نهایت، شاعر به تکرار این نکته میپردازد که پیروی از نیکان و صالحان گامی ارزشمند است.
هوش مصنوعی: هر کسی که با پیشگامان و افراد بزرگ قدم بردارد، به ارزش واقعی زندگی و دانش پی میبرد و نمیتواند این دو دنیا را با چیزی کمارزشتر معامله کند.
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا بر خلاف عقاید و اصول ما پیش میرود، اما مطمئن باش که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اشتباهی در قضاوت وجود دارد؛ گلاب و شراب را نمیتوان با یکدیگر مقایسه کرد و هیچکدام از آنها نمیتوانند به جای دیگری به حساب آیند.
هوش مصنوعی: در هر شرایطی، مطلق همیشه وجود دارد و به چشم نمیآید، مگر زمانی که از عدم خارج شود.
هوش مصنوعی: عقل پس از تجربههای سخت و آزمایشهای متعدد، در شور و شوق عشق کمتر حاضر میشود.
هوش مصنوعی: با دل خود بازی نکن، زیرا نفس والا و محترم نمیتواند از افراد پست و بیارزش رنج و ظلم بکشد.
هوش مصنوعی: هر کس که با افراد با سابقه و بزرگتر از خود قدم بزند، نباید خود را کمتر از آنها بداند یا خود را ناچیز فرض کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اشتر گرسنه کسیمه برد
کی شکوهد ز خار؟ چیره خورد
نانوردیم و خوار و این نه شگفت
که برِ ورد، خار نیست نورد
مردم اندر خور زمانه شدهست
نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد
از تک اسب و بانگ نعرۀ مرد
کوه یر نوف شد هوا پر گرد
شعر سید محمد ناصر
دل من شاد کرد و خرم کرد
شدم از گرمی طبیعی پوست
همچو تشنه که آب باید سرد
بر دل من نشاط رامش یافت
[...]
صدر اسلام زنده گشت و نمرد
گرچه صورت به خاک تیره سپرد
در جهان بزرگ ساخت مکان
هم بخردان گذاشت عالم خرد
پس تو گویی که مرثیت گویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.