مکن ملامت اگر شهر بند کوی توام
بیا که جان به لب آمد در آرزوی توام
کهای کوی توام من که و محبت تو
سگ سگان سگان سگان کوی توام
در آرزوی دمی ام به خواب و بیداری
که دیده باز نشود یک نفس به روی توام
مرا چه میل به تو یا چه اتصال به تو
کمند عشق چنین می کشد به سوی توام
نزاری توام آخر به زاریم مگذار
تو همنشین من و من به جست و جوی توام


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و آرزوی دیدار محبوب سخن میگوید. او با بیان احساس ناامیدی و شوقی بیپایان نسبت به محبوب، از عمق عشق و تعلق خود به او مینالد. عشق به محبوب او را به حالتی از زاری و طلب کشانده و به بیان بیقراری و وابستگی شدیدش اشاره میکند. او به زیبایی میگوید که در این عشق، هیچ تسلای دیگری جز وصال محبوب نمیتواند برایش معنا داشته باشد.
هوش مصنوعی: مرا سرزنش نکن، چون من در دام محبت تو گرفتار شدهام. بیا که دیگر صبرم تمام شده و تنها آرزوی من تویی.
هوش مصنوعی: من در کوی تو همیشه ساکن هستم و عشق تو برای من مثل عشق یک سگ به سرزمینش است؛ من هم مانند سگهای دیگر در این مسیر به تو وابستهام.
هوش مصنوعی: در انتظار لحظهای هستم که در خواب و بیداریام، چشمانم به روی تو باز نشود و فقط یک نفس به یاد تو باشم.
هوش مصنوعی: من از چه چیزی به تو متمایل شوم یا چه ارتباطی با تو دارم، بیسبب این عشق است که مرا به سمت تو میکشد.
هوش مصنوعی: نزاری، تو را به حال زارم رها نکن؛ من نمیخواهم کسی جز تو همنشینم باشد و به دنباله تو هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبی اگر بکشد درد آرزوی توام
نسیم صبح دهد زندگی ببوی توام
تن از هوای لحد خاک تیره گشت و هنوز
ز دل نمیرود ای جان هوای روی توام
مرا چه زهره که لاف از غلامی تو زنم
[...]
منم که شیفتهٔ زلف تو ببوی توام
منم که واله و شیدای تو بموی توام
گر التفات کنی سوی من بجای خودست
گل سر سبد عاشقان روی توام
بزیر پرده نهانست عشق محجوبان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.