حال خود بس تباه میبینم
نامهٔ دل سیاه میبینم
یوسف روح را ز شومی نفس
مانده در قعر چاه میبینم
خط طومار عمر میخوانم
همه واحسرتاه میبینم
در دل بیقرار مینگرم
ناله و سوز و آه میبینم
ره دراز است و دور من خود را
همه بیزاد راه میبینم
پایمردی که دست او گیرد
محض لطف اله میبینم
عذر خواه عبید بیچاره
کرم پادشاه میبینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عذاب و ناامیدی خود سخن میگوید و حال دلش را تباه و سیاه توصیف میکند. او خود را در قعر چاهی میبیند که به خاطر شومی نفسش گرفتار آن شده است. با مرور زندگیاش، افسوس و حسرت را در وجودش حس میکند و نالهای پر از سوز و آه از دلش برمیخیزد. او در این مسیر طولانی احساس میکند که هیچ توشهای برای سفر ندارد و تنها امیدش به لطف الهی و یاری فردی است که دستش را بگیرد. در پایان، او خود را عذرخواهی میکند و به وجود کرم افراد بزرگ اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دقت میکنم که حال و روز خودم بسیار خراب است و احساساتم در وضعیت بدی قرار دارد.
هوش مصنوعی: یوسف درون من تحت تأثیر افکار منفی و ناامیدی در عمق چاه گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: در حال مرور زندگیام هستم و میبینم که چه زیاد حسرتها و ناکامیها وجود داشته است.
هوش مصنوعی: در دل ناآرام خود، به تماشا مینشینم و از نالهها و درد و افسوسها خبر دارم.
هوش مصنوعی: راه طولانی و دشواری در پیش دارم و در این مسیر به خودم نگاه میکنم و میبینم که هیچ توشه و ابزار مناسبی برای ادامه این سفر ندارم.
هوش مصنوعی: کسی که به کمک و حمایت من بیاید، من از روی لطفی که از جانب خداوند به اوست، او را باچشم محبت میبینم.
هوش مصنوعی: من با کمال تأسف از پادشاهی که بزرگواری و رحمتی دارد، عذرخواهی میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.