ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم
لذت رندی ز ترک پارسائی یافتیم
سالها دریوزه کردیم از در صاحبدلان
مایهٔ این پادشاهی زان گدائی یافتیم
همت ما از سر صورت پرستی در گذشت
لاجرم در ملک معنی پادشائی یافتیم
پرتو شمع تجلی بر دل ما شعله زد
این همه نور و ضیا زان روشنائی یافتیم
صحبت میخوارگان از خاطر ما محو کرد
آن کدورتها که از زهد ریائی یافتیم
پیش از این در سر غرور سرفرازی داشتیم
ترک سر کردیم و زان زحمت رهائی یافتیم
گرچه آسیب فلک بشکست ما را چون عبید
از درونهای بزرگان مومیائی یافتیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربیات خود در زندگی و تحولی که در درونش به وجود آمده سخن میگوید. او از قدرت و ثروت که به دست آورده فراتر رفته و به لذت واقعی رندگی دست یافته است. بعد از سالها گدایی محبت از صاحبدلان، به پادشاهی معنوی و درک عمق زندگی رسیده است. همچنین، او از پلیدیهای ظاهری و زهد ریایی رهایی یافته و ارزش واقعی زندگی را در تجلی عشق و نور یافته است. در نهایت، با وجود ناکامیها و آسیبهای فلک، به درکی عمیقتر از زندگی و خود دست یافته است.
هوش مصنوعی: ما در فقر و ناداری به مقام سلطنت دست یافتیم و از سرانجام زندگی خوش گذرانی، لذتی را چشیدیم که دیگران به واسطه پرهیزکاری از آن محروم بودند.
هوش مصنوعی: سالها به درگاه صاحبدلان التماس کردیم و از طریق همین گدایی و begging به این مقام و پادشاهی دست یافتیم.
هوش مصنوعی: همت و اراده ما از توجه به ظواهر گذشت و به همین خاطر در دنیای معنا به مقام و جایگاهی پادشاهی رسیدیم.
هوش مصنوعی: نور شمعی که میدرخشد بر دل ما تابید و به واسطه آن، این همه روشنائی و زیبائی را پیدا کردیم.
هوش مصنوعی: گفتوگوهای مینوشندگان تمام ناخوشیها و کینههایی که به خاطر زهد ریاکارانه به وجود آورده بودیم را از یاد ما برد.
هوش مصنوعی: ما قبلاً به خاطر غرور و افتخار خود احساس سر بلندی میکردیم، اما اکنون از آن احساس دست برداشتهایم و به خاطر این تصمیم، از زحمت و رنجی که داشتیم رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان به ما آسیب رسانده و ما را شکسته است، اما مانند عبید که درون بزرگترها را میبیند، ما نیز نکات ارزشمندی را در دل بزرگان یافتهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم
در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم
گر چه ما دور از طمع بودیم یک چندی کنون
از قناعت پایگاه پادشایی یافتیم
ما ازین باطل خوران آشنا بیگانهوار
[...]
ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
فخر بر شاهان عالم در گدائی یافتیم
ز آشنا بیگانه گشتیم از جهان و جان غریب
در جوار قرب جانان آشنائی یافتیم
سالها بانگ گدائی بر در دلها زدیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.