بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید
سری خم کرده و در دامن پیمانه می گرید
کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم
چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید
دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا
که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید
کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را
نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید
مگر آمیزش پاکیزه دارد مهر محبوبان
که شمع اندر میان خنده و پروانه می گرید
کسی کو شیشه ای خالی کند ، تا پر شود چشمش
اگر با ما کشد ساغر، به یک پیمانه می گرید
جهان درمردن دل ، گریه و سوز است ، عرفی را
که گویی در عزای عاشق جانانه می گرید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عاشقانی میپردازد که در میان شادی و غم میزیند. شیشه می که بهخاطر میگرید نمادی از شیرینی و تلخی عشق است. عاشقان که به جنون و عقل رسیدهاند، نه تنها در شادیها بلکه در مصیبتها نیز گریه میکنند. آنها احساس میکنند که این دنیا سرشار از حسرت و غم است و در واقع به خاطر فقدان محبوبان، دل به ماتم میزنند. در نهایت، غزلی از عرفی به تصویر میکشد که عشق و غمانگیزی آن در جوهر زندگی جاری است.
هوش مصنوعی: عجب شیشه شرابی! که با حال مستانهاش، سرش را خم کرده و با اشکهایش در آغوش پیمانه میریزد.
هوش مصنوعی: کسی که به آرزوی دلش میرسد، با طعم لذت اندوه آشنا میشود. چنانکه اگر یک نوحهخوان سرود ماتم سر دهد، او نیز مانند داستانی به گریه میافتد.
هوش مصنوعی: دل خود را به آرزوهای دنیا تسلی میبخشد، در حالی که از همگان میبیند که در این دنیای پرآشوب، همه در یکدیگر همدردند و غم مشترکی را تحمل میکنند.
هوش مصنوعی: کسی که از مرزهای عقل و جنون فراتر میرود، نه در دنیای آرامش و خوشحالی میخندد و نه در جایی پر از غم و خرابی اشک میریزد.
هوش مصنوعی: عشق و علاقه بین محبوبان باید خالص و پاک باشد، وگرنه همچون شمعی که در میان شادی و خنده پروانه، به شدت غمگین و گریان میشود.
هوش مصنوعی: کسی که دلش خالی است و به دنبال پر شدن است، اگر با ما در میان باشد و می بنوشد، با یک جرعه از شراب نیز اشک میریزد.
هوش مصنوعی: جهان برای دلهای دردناک، پر از اندوه و اشک است. عرفی، گویی در سوگ عاشق حقیقی، به شدت میگرید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو
که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.