غم چو شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید
جست و جویم گر کنید از بالش و بستر کنید
هیچکس در درد دل گفتن چو من فیروز نیست
حاضرم، بسم الله، اول گفت و گوی سر کنید
درد دل بسیار دارم، فرصت سوگند نیست
هر چه گویم، گرچه ناممکن بود، باور کنید
اینک آمد عرفی از میخانه، مست و بت پرست
هان مسلمانان دگر تعظیم این کافر کنید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و درد دل خود سخن میگوید و از دوستانش میخواهد که به یاری او بشتابند. او احساس میکند که در بیان مشکلاتش تنهاست و هیچکس به اندازهاش در رنج نبوده است. با این حال به جمع میآید و در میخانه، تحت تأثیر محفل، از کافران و مسلمانان میخواهد که به او احترام بگذارند و به نوعی مرزهای اعتقادی را کنار بگذارند. این شعر به نوعی ریشه در احساس تنهایی و درد عمیق شاعر دارد که به گوشهای از زندگی و مقام انسانیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی غم به ما هجوم میآورد، ای دوستان، بیایید به کمک هم بشتابیم و به دنبالم بگردید، حتی اگر باید از خواب و آسایش خود بگذرید.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من در بیان مشکلات و احساساتش موفق نیست. من آمادهام، فقط بسمالله بگویید و گفتوگو را آغاز کنید.
هوش مصنوعی: من احساسات و مشکلات زیادی دارم، اما فرصتی برای بیان آنها نیست. هر چیزی که بگویم، حتی اگر سخت باشد، لطفاً به من اعتماد کنید.
هوش مصنوعی: عرفی از میخانه برگشته و به حالت مست و عاشق Idol (بت) خود است. ای مسلمانان، حالا باید به این کافر احترام بگذارید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
چشم اختر تا نمی بیند دماغی تر کنید
پنجه گل بین که از سرما نمی آید بهم
زیر هر گلبن زمینای می آتش بر کنید
تا دماغم گرم از می نیست از مو بر سرم
[...]
خوش بهاری می رسد فکر می و ساغر کنید
کاسه را فربه کنید و کیسه را لاغر کنید
چند چون شمشیر بتوان بود در بند نیام؟
چند روزی هم لباس خویش از جوهر کنید
در رکاب برق دارد پای، ابر نوبهار
[...]
گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
باده گر یک قطره هم باشد که چشمی تر کنید
می پرستان می نهم لب بر لب مینا مباد
موسم گل بگذرد تا باده در ساغر کنید
گر همه یک قطره آن روست پالش لازم است
[...]
صبحدم چون گل شفق گون باده ام را ترکنید
گل عذاران بر سر خاکم دماغی تر کنید
سایه ای از کاکل مشکین به خاکم افکنید
قالب خشت مزارم طبله ی عنبر کنید
مجمراز جعد مشبک بر سرخاکم نهید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.