همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم
بر لب کوثر به داغ تشنگی خو می کنم
آب حیوانم ز دنبال آید از ظلمت برون
من بر او خندان به سوی تشنگی رو می کنم
دل به وصل و من به بوی وصل نامحرم خوشم
او گل و من خاک گلخن از ادب بو می کنم
باز دل را می فشارم در کف عشق صنم
خون اسلامش چکان از هر سر مو می کنم
می فروشم داغ و نقد گریه می گیرم ز خلق
می ستانم آب و آتش در ترازو می کنم
آرزوی زخم جورش نیست عرفی حد من
لیک دایم مشق بوس دست و بازو می کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عشق و شور و شوق خود میپردازد. او با همنشینی با یاران، ارادهاش را برای مقابله با هوسها جزم میکند و در عین حال، به داغ تشنگی و انتظار وصال مینگرد. او به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از مقام و ادبی که نسبت به او دارد، صحبت میکند. عشق او به معشوق به حدی عمیق است که حتی درد و رنج ناشی از آن را با شوق میپذیرد. شاعر در نهایت به بیان آرزوی خود میپردازد که گرچه نمیخواهد زخمی از معشوق بخورد، اما باز هم در آرزوی اوست و برای رسیدن به وی تلاش میکند.
هوش مصنوعی: ای دوستان، با اراده و تلاش، به مقابله با خواستههای نادرست بپردازید و من نیز در کنار شما، در کنار آب کوثر، به خاطر تشنگیام، آرامش مییابم.
هوش مصنوعی: آب زندگیام از پشت سرم میآید، از تاریکی بیرون آمده و من با لبخند به آن نگاه میکنم و به سوی تشنگی میروم.
هوش مصنوعی: من به عشق و وصال او دل خوش دارم و او هم برای من مانند گلی است که بر خاک گلخانه پرورش یافته. من از روی ادب و احترام، بوی او را استشمام میکنم.
هوش مصنوعی: دوباره دل را در چنگ عشق معشوق میفشارم، مانند جاری شدن خون بر افراز موهایش.
هوش مصنوعی: من در حال فروش احساسات شدید خود هستم و به جای آن از دیگران اشک میگیرم. از مردم انرژی و حرارت میگیرم و همه چیز را در یک ترازوی بزرگ قرار میدهم.
هوش مصنوعی: من آرزو ندارم که زخم محبت تو را پیدا کنم، اما همواره در حال تمرین بوسیدن دستان و بازوهایت هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
می روم با آستانش کار یکرو می کنم
می نویسم خط بیزاری به طرف عارضش
باطل السحری به کار نرگس او می کنم
عجز در درگاه استغنای او کاری نساخت
[...]
جستوجوی شمهای درد و غم او میکنم
تا برم به وی در هر خانه را بو میکنم
گرچه در مکتوب جانان نیست مضمون جز عتاب
حرز جان میخوانمش تعویذ بازو میکنم
تا به کی بینم که هر ناشسته روی بیندت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.