قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم
می روم با آستانش کار یکرو می کنم
می نویسم خط بیزاری به طرف عارضش
باطل السحری به کار نرگس او می کنم
عجز در درگاه استغنای او کاری نساخت
می فرستم آه گرمی را ویکرو می کنم
آیه نومیدی از چین جبینش خوانده ام
همتی یاران وداع آن سرکو می کنم
حسن را در شیوه کامل ساختن حق من است
چشم آهو را به تعلیمی سخنگو می کنم
می دهم جان در بهای حسن تا در پرده است
من گل این باغ را در غنچگی بو می کنم
چند با داغ جنون همکاسه باشم سوختم
مدتی صائب به درد بیغمی خو می کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی پرستایی میکند و ارادت خود را به محبوبش ابراز میکند. او با اشاره به زیبایی و تاثیر آن بر خود، از تغییر رویه و رویکردش به محبوب سخن میگوید و با عشق و تعهد، میخواهد به او نزدیکتر شود. شاعر احساس میکند که نمیتواند از عجز در برابر جمال محبوب فرار کند، و عشقش به او به حدی است که جانش را فدای زیباییاش میکند. در نهایت، او از درد ناشی از عشق و جدایی سخن میگوید و به حالت خویش در این عشق عمیق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و جذابیت ابروهایت، جهت قبله را تغییر میدهم و با عشق و احترام به سمت تو میروم و دست نیاز خود را به آستانت دراز میکنم.
هوش مصنوعی: من به چهرهاش اعلام نفرت میکنم و با زیباییهای چشمانش، سحر و جادو را از بین میبرم.
هوش مصنوعی: در مقابل بی نیازی او ناتوانی من تأثیری نداشت، اما با اندوهی گرم، او را به یاد میآورم و با او صحبت میکنم.
هوش مصنوعی: من از چین پیشانیاش نشانههای ناامیدی را دیدهام و برای وداع با یاران خود، اراده و عزم را به کار میبرم.
هوش مصنوعی: زیبایی را در نحوهای که حقی را به کمال میرساند، به تصویر میکشم و چشمهای آهو را با آموزشهایی سخنگو میسازم.
هوش مصنوعی: من برای زیباییات جانم را میدهم، زیرا تا زمانی که در پسپرده هستی، من این گل را در حالت غنچهاش بو میکنم.
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر عشق و جنون، با احساس درد و ناراحتی همنشین شدهام و به این شرایط عادت کردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنم
بر لب کوثر به داغ تشنگی خو می کنم
آب حیوانم ز دنبال آید از ظلمت برون
من بر او خندان به سوی تشنگی رو می کنم
دل به وصل و من به بوی وصل نامحرم خوشم
[...]
پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم
با نقاب بی مروت کاریکرو می کنم
پیش گام همت من آب باریکی است بحر
کی چو سرو استادگی در هر لب جو می کنم
بوی پیراهن ز شوق من گریبان چاک ومن
[...]
جستوجوی شمهای درد و غم او میکنم
تا برم به وی در هر خانه را بو میکنم
گرچه در مکتوب جانان نیست مضمون جز عتاب
حرز جان میخوانمش تعویذ بازو میکنم
تا به کی بینم که هر ناشسته روی بیندت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.