وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است
به حوالی تن از شرم نیاید فردا
جان آن کس که ز هجران تو آسان رفته است
لذتی یافته کام دلم از ناوک او
کز گلوی هوسم چاشنی جان رفته است
رفت آن آفت دین از برم ای هوش بیا
تا ببینم که چه ها بر سر ایمان رفته است
همت آن بود که لب تشنه بمیرد عرفی
ور نه صد بار به سر چشمه ی حیوان رفته است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به حسرت و غم ناشی از جدایی و فراق میپردازد. او از تأثیراتی که این فراق بر ایمان و وجودش گذاشته، سخن میگوید و نشان میدهد که چطور دلش تحت تأثیر عشق و هجران قرار گرفته است. شاعر به خاطر این جدایی احساس شرم میکند و بر شدت احساساتش تأکید میکند، حتی تا جایی که جانش در آستانه آسیب قرار گرفته است. در نهایت، او به تلخی از آن میگوید که همت او این بوده که با وجود این درد، باید با عشق بجنگد.
هوش مصنوعی: این مشکل از جایی آغاز شده که چاکی در گریبان به وجود آمده است و اکنون این شکاف به عمق ایمان شخص کشیده شده است.
هوش مصنوعی: آدمی که به خاطر دلتنگی و دوری از تو، بیخیال و راحت زندگی میکند، هرگز نمیتواند با آرامش به فردا فکر کند و احساس راحتی کند.
هوش مصنوعی: دل من از تیر عشق او لذتی عمیق پیدا کرده است، طوری که آرزوهایم رنگ باخته و جانم از شوق او پر شده است.
هوش مصنوعی: برو به آنجا که دین و ایمان از من دور شدهاند، بیا و بگذار ببینم چه بر سر اعتقاداتم آمده است.
هوش مصنوعی: عزمی راسخ داشتم که حتی اگر تشنه بمیرم، باز هم به چشمه حیوان نروم، چرا که بارها به آنجا رفتهام و چیزی نیافتهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
تا که دیگر به تماشای گلستان رفته است؟
از لب یار به پیغام بسازید که خضر
بارها تشنه ازین چشمه حیوان رفته است
بوی خون می رسد از تربت مجنون به مشام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.