غنچه را چاک به دامن ز گریبان رفته است
تا که دیگر به تماشای گلستان رفته است؟
از لب یار به پیغام بسازید که خضر
بارها تشنه ازین چشمه حیوان رفته است
بوی خون می رسد از تربت مجنون به مشام
شیر هر چند که بیرون ز نیستان رفته است
دشت دریا شده و چشم غزالان عنبر
تا که امروز ازین بادیه گریان رفته است؟
یوسف مصر شد از بند به خوابی آزاد
یوسف ماست که از یاد عزیزان رفته است
مگشا لب به شکرخنده شادی زنهار
که گل از باغ به این زخم نمایان رفته است
می کشد ناز گل از هر سر خاری صائب
بلبل ما ز قفس تا به گلستان رفته است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر مرثیهای برای درد و فراق عاشقانه میسراید. او به احساسات دلشکستگی و جدایی اشاره میکند و از غنچهای میگوید که از گلستان رفته و به زخمها و غمهای عشق نپرداخته است. در تصاویر زیبای طبیعی، بوی خون در تربت مجنون و دریای دشت، به نمادهایی برای بیان زخم دل و یاد عزیزان تبدیل میشوند. یوسف به خواب آزادی رفته، اما یاد یوسف شاعر همچنان در غم جدایی باقی مانده است. در انتها، شاعر تحذیر میدهد که شادی و لبخند به خاطر این زخمها چه عواقبی ممکن است داشته باشد و با تصویر بلبل و گل نشان میدهد که عشق هنوز در پی زیباییهاست، حتی از قفس.
هوش مصنوعی: غنچهای که در دامن خود شکافتی دارد، دیگر از گریبان خود رفته و به تماشای باغ و گلستان میرود.
هوش مصنوعی: از لب محبوب پیامی بفرستید، چراکه خضر (نبی که در جستجوی آب حیات بود) بارها به خاطر تشنگی، از این چشمه حیات گذر کرده است.
هوش مصنوعی: بوی خون از خاک مجنون به مشام شیر میرسد، هرچند که او از دشت نیستان دور شده است.
هوش مصنوعی: دشت مانند دریا شده و چشمان غزالان به رنگ عنبر در آمده است. آیا امروز از این بیابان، کسی با گریه رفته است؟
هوش مصنوعی: یوسف مصری بعد از گرفتار شدن، با یک خواب آزاد شد، اما یوسفی که ما داریم، به خاطر فراموشی عزیزانش در بند احساساتی است.
هوش مصنوعی: لبت را به خندهی شیرین نگشای، زیرا که گل در این باغ در اثر زخمی نمایان شده است.
هوش مصنوعی: بلبل ما که از قفس آزاد شده، به گلستان رفته و زیبایی گل را از هر خار و خاری میچشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وه که از دوختن، این چاک گریبان رفته است
این شکافی است که تا دامن ایمان رفته است
به حوالی تن از شرم نیاید فردا
جان آن کس که ز هجران تو آسان رفته است
لذتی یافته کام دلم از ناوک او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.