اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۷۴
تا رخت جهان همی بود بر خرِما
خالی نبود ز رنج و راحت سرما
مادام که در سرای دنیا باشیم
سرما سرِما خارد و گرما گرِما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیای ما زندگی میکنیم، همیشه با درد و لذت، سردی و گرمی مواجه خواهیم بود. زندگی پر از چالشها و خوشیهاست و هیچگاه خالی از این دو نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آدمی در این دنیا زندگی میکند، همواره با سختیها و آسانیها روبهروست و زندگیاش خالی از این احساسات نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که در این دنیای مادی زندگی میکنیم، سرما و گرما به شکلهایی خود را نشان میدهند که همواره در کنار ما هستند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گردی نبرد ز بوسه از افسر ما
گر بوسه به نام خود زنی بر سر ما
تا زان خودی مگرد گرد در ما
یا چاکر خویش باش یا چاکر ما
بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
وز گوهر ماست این عظمت در سرِ ما
ما اعجمیان بارگاه عشقیم
این سِر تو ندانی بچه آیی بر ما
می آمد و می رفت پیاله بر ما
تا خون بنماند در رگ و ساغر ما
چون چشم خروه بس که شد در سرما
چون تاج خروه لعل شد افسرما
از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
از بس که همی خوریم می را بر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما
از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما
آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
از بس که همی خوریم می بر سر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.