بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارد
دلم را با خیال خود به جان با زنده میدارد
به نقد اندر بهشتست آنکه در خلوت سرای خود
چنان شاخ گل و سرو سهی نازنده میدارد
دعای عاشقان تست در شبهای تنهایی
که روز دولت حسن ترا پاینده میدارد
ز چشمت مردمی دیدیم و از روی تو نیکویی
ولی زلف سیه کار تو ما را زنده میدارد
مباد، ای اوحدی، هرگز ترا با خسروان کاری
غلام لعل شیرین شو، که نیکو بنده میدارد
مرا بس باشد این دولت که آن مهروی هر صبحی
دلم را همچو روی خویشتن فرخنده میدارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذبهٔ چشمان معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود اشاره میکند. او از احساسات عاشقانهاش نسبت به معشوق میگوید و بروز شادی و سرزندگیای که از عشق به او در دلش ایجاد میشود را توصیف میکند. شاعر دعاهای عاشقانه را به شبهای تنهایی نسبت میدهد و به یادآوری ویژگیهای زیبای معشوق میپردازد. در انتها، او تأکید میکند که با داشتن محبت معشوق، خوشبختی و خوشحالی برایش کافی است و نباید به دنبال مقام و معادلات دنیوی باشد.
هوش مصنوعی: چشمهای خمار تو چنان تأثیری بر من دارد که گویی جانم را زنده میکند و با یاد تو، قلبم از زندگی پر میشود.
هوش مصنوعی: کسی که در فضای خصوصی و آرامش خانهاش، مانند گل و درخت سرو زیبا، احساس خوبی دارد و از زندگی لذت میبرد، در واقع در بهشت به سر میبرد.
هوش مصنوعی: دعای کسانی که عاشق هستند در شبهای تنهایی، باعث پایندگی و ادامهی خوشبختی تو است.
هوش مصنوعی: از نگاه تو انسانیت را دیدیم و از چهرهات خوبی را احساس کردیم، اما این زلفهای سیاه تو هستند که ما را همچنان زنده نگه میدارند.
هوش مصنوعی: ای اوحدی، هرگز خود را به کار غلامان خوشلباس و شیرینزبان مشغول نکن، چون بنده نیکو و شایستهای را به دست میآوری.
هوش مصنوعی: برای من همین که هر روز آن معشوق زیبا، دلم را شاداب و خوشحال میکند، کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.