مرا گر ز وصل تو رنگی برآید
رها کن، که نامم به ننگی برآید
عجب دان که از کارگاه ملاحت
جهان را به ینگ تو ینگی برآید
بسی قرن باید که از باغ خوبی
نهالی چنین شوخ شنگی برآید
چنان شکری، کز دهان تو خیزد
مپندار کز هیچ تنگی برآید
از آن زلف مشکین اگر دام سازی
ز هر حلقهای پالهنگی برآید
به امید صلح و کنار تو خواهم
که هر شب مرا با تو جنگی برآید
ز چنگ غمت هر دمی نالهٔ من
به زاری چو آواز چنگی برآید
کمان جفا میکشی سخت و ترسم
گریزان شوی چون خدنگی برآید
بدو نام قربان من کرده باشی
گر از کیش جورت ترنگی برآید
سراسیمه، گفتی: ندانم چرایی؟
بدانی، چو پایت به سنگی برآید
صبوری کند اوحدی، کین تمنا
از آن نیست کو بیدرنگی برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. او ابراز میکند که اگر از وصال معشوق چیزی بیابد، آزادش بگذارد، چرا که نامش به ننگ تبدیل میشود. او به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان اشاره میکند و میگوید که چنین زیبایی به ندرت پدید میآید. شاعر همچنین به درد و رنجی که از دوری معشوق میکشد، اشاره میکند و نگران برهم خوردن رابطهاش با معشوق است. در نهایت، اوحدی میگوید که به امید صلح و آرامش در کنار معشوق است و صبر میکند، حتی اگر این امید با دردهای فراوان همراه باشد.
هوش مصنوعی: اگر از شادی وصالت رنگی در صورتم بزند، مرا رها کن، چون نامم به عیب و ننگی آلوده میشود.
هوش مصنوعی: شگفتا که از کارگاه زیبایی، جهانی را میبینی که از آن بیرون میآید.
هوش مصنوعی: بسیار زمان لازم است تا از باغ زیبایی، نهالی اینچنین با طراوت و شاداب رویش کند.
هوش مصنوعی: چنان شیرینی که از دهانت میآید، خیال نکن که از ناراحتی یا تنگدستی سر برآورده است.
هوش مصنوعی: اگر از آن زلف مشکی ابزار دام درست کنی، از هر گردن پیچش آن، یک دانه مو خواهد آمد.
هوش مصنوعی: به امید صلح، کنار تو خواهم بود، اما هر شب در دل من جنگی با تو رخ میدهد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از درد تو، نالهام به روشنی و زاری بلند میشود؛ مانند آواز چنگ که دلنواز است.
هوش مصنوعی: تو به من آزار میزنی و من نگرانم که شتابزده و ناگهان از من دور شوی، همچون تیرکمانی که به هدف رها میشود.
هوش مصنوعی: اگر تو به کسی که به خاطر من قربانی شدهای، اشاره کنی، میتواند از همان کیش و مذهب تو صدایی خوش خارج شود.
هوش مصنوعی: شما عصبی و آشفتگی را احساس میکنید و میگویید که نمیدانید دلیلش چیست. اما زمانی که پایت به سنگی برخورد کند، همهچیز برایتان روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: اوحدی صبر میکند چون این خواسته از آن نیست که بدون تأمل به حقیقت بپیوندد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.