گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
ور حال دل نمایی، دل در برت بسوزم
من شمع گشتم و تو پروانه، تا به زاری
در پای من بمیری، من در برت بسوزم
چون ز آتشت بسوزم دیگر بشارت آرم
تا بنگرم که هستی، زان بهترت بسوزم
خاکسترت کنم من روزی در آتش خود
وز دستم ار بنالی خاکسترت بسوزم
چون عودت ار بسازم، ایمن مشو، که من گر
در پردهات بسازم، در دیگرت بسوزم
تا غرق عشق گردی در بحر بینشانی
هم بادبان ببرم، هم لنگرت بسوزم
وقتی که نام خود را مؤمن کنی ز طاعت
مؤمن کنی، ولیکن چون کافرت بسوزم
زان رنگ و بوی چندین چون گل مخند، کین جا
گر زانکه عود خامی بر مجمرت بسوزم
گفتی: خلاص یابد، هر زر که خالص آید
من در خلاص غیرت سیم و زرت بسوزم
هان! تا چو اوحدی تو بر هر دری نگردی
ورنه چو خاک کوچه بر هر درت بسوزم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و علاقهای عمیق از دریچهٔ سوختن و اشتیاق مینگرد. او خود را به شمعی تشبیه میکند که به عشق معشوق میسوزد و از زاری و فراق او به شدت رنج میکشد. در تعبیری دیگر، او آماده است تا برای معشوقش جانش را قربانی کند و حتی خاکستر او را نیز به عهده گیرد. شاعر به میگوید که عشقش میتواند به روح و هستی معشوق پیوند بخورد، اما در عین حال نسبت به نوعی اشتباه یا گمراهی نیز هشدار میدهد. در پایان، او از معشوق میخواهد که هشیار باشد و از گمراهی پرهیز کند، وگرنه عاقبتش به خاکی بیارزش خواهد انجامید.
هوش مصنوعی: اگر تو مانند پرندهای در این فضا باشی، من بالهایت را میسوزانم. و اگر حالت دل را نشان بدهی، دل خودم را برای تو میسوزانم.
هوش مصنوعی: من تبدیل به شمع شدم و تو مانند پروانهای برای من به دور این شمع میچرخی، تا اینکه برای عشق من جان بسپاری و من هم در آغوشت بسوزم.
هوش مصنوعی: وقتی که از شعله عشق تو بسوزم، دیگر خبر خوشی به تو نمیرسانم. تنها میخواهم ببینم که وجود تو چگونه است، و از این خاطر، باز هم بیشتر از قبل میسوزم.
هوش مصنوعی: روزی فرا خواهد رسید که من تو را به آتش خود میسوزانم و اگر از دست من نالهای کنی، خاکستر تو را نیز خواهم سوزاند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به تو نزدیک شوم و مورد توجهات قرار بگیرم، نباید مطمئن باشی که هیچ خطری در کمین نیست. چرا که اگر در پنهانی به تو احترام بگذارم، خودم ممکن است آسیب ببینم.
هوش مصنوعی: به روشنی میتوان گفت که برای رسیدن به عشق و غرق شدن در آن، باید به عمق ناشناختهها بروی. در این مسیر، هم آمادهام تا دریا را بیابم و هم چیزهایی که مرا نگه میدارند را از بین ببرم.
هوش مصنوعی: اگر خود را مؤمن بنامی و به اطاعت و عبودیت او پردازی، اما اگر به کفر روی بیاوری، من تو را از بین میبرم.
هوش مصنوعی: به خاطر رنگ و بوی فراوان، چون گل مشغول خنده مباش، زیرا اگر در اینجا چوب عود خامی را بر روی مجمر بسوزانی، میتوانی به عطر و رایحهای خوش دست یابی.
هوش مصنوعی: تو گفتی که هر طلای خالصی از قید و بند رهایی مییابد، من هم عشق و غیرت خود را به خاطر تو فدای این سکههای نقره و طلا میکنم.
هوش مصنوعی: آگاه باش! اگر مانند اوحدی به در هر کس سر نزنید، من همچون خاک بیارزش کوچه، بر در تو میسوزم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.