ای ماه و مشتری ز جمالت قرینهای
وز گیسوی تو هر شکنی عنبرینهای
گر میزنی به تیغ، نداریم سر دریغ
سر چون توان کشید ز مهری به کینهای؟
مرغ دلم به داغ غمت تن فرو دهد
گر باشدش ز دانهٔ خال تو چینهای
هر لحظه آن دو ساعد سیمین نهان کنند
در جان من به دست محبت دفینهای؟
دل در خمار هجر تو میمیرد، ای نگار
بفرست ازان شراب تعطف قنینهای
ساکن نمیشود غم عشقت ز جان ما
یارب، فرو فرست به دلها سکینهای
قاصد نبرد نامه، که از آب چشم خلق
پیش تو آمدن نتوان بیسفینهای
پیغام ما چگونه رسد نزد آن حرم؟
چندان رسولش آمده از هر مدینهای
چشمت ز فتنه بین که: به پیش من آورد
در معرضی که زلف تو باشد پسینهای
اشکم چو سیم دیدی و زر خواستی ز من
پنداشتی که باشد از آنم خزینهای؟
گر در بهای بوسه لبت زر طلب کند
مشکل کشد کمان تو چون من کمینهای
روزی نشد که غمزهٔ مست تو سنگدل
بر راه اوحدی نشکست آبگینهای
صافی کجا شود دل او زین عتابها؟
تا با تو سینهای نرساند به سینهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوق و درد و رنج عشق میپردازد. او به معشوقش، که به ماه و مشتری تشبیه شده، ابراز عشق و ارادت میکند و میگوید که حتی در سختیها و دلتنگیها حاضر است برای عشقش فداکاری کند. دل او در غم جدایی میمیرد و او از معشوق میخواهد که با محبت و نشانهایی از عشقش دلش را آرام کند. شاعر به مشکلات و ناخوشیهایی که عشق به همراه دارد اشاره میکند و از اشکها و غمهای خود سخن میگوید. در پایان، او به این نکته میرسد که هرگز نمیتواند از غم عشق معشوقش رهایی یابد.
هوش مصنوعی: ای ماه و سیاره زهره، زیبایی تو نشانهای از جمال توست و از تابش گیسوانت، عطر خوشی مانند عنبر به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: اگر ضربهای به ما میزنی، ما را در درد و رنج نمیبینیم، چون وقتی که عشق بر کینه غلبه کند، دیگر چه جای اندوه است؟
هوش مصنوعی: پرندهی دل من به خاطر غم تو تسلیم میشود، حتی اگر در دلش از دانهای که نمایانگر عشق توست، غمگینی وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: در هر لحظه آن دو بازوی نقرهای را پنهان میکنند و من در درونم حس محبت عمیق و گرانبهایی را تجربه میکنم؟
هوش مصنوعی: دل در حسرتی عمیق از دوری تو به شدت رنج میبرد، ای معشوق، لطفا از آن شراب دلانگیز برایم بفرست تا کمی آرامش پیدا کنم.
هوش مصنوعی: غم عشق تو هرگز از دل ما آرام نمیگیرد، ای خدا، آرامشی به دلهایمان بفرست.
هوش مصنوعی: فرستادهای که پیغام نبرد را به تو میآورد، نمیتواند بدون نشانهای از رنج و اشک مردم به تو نزدیک شود.
هوش مصنوعی: پیام ما چگونه به آن حرم میرسد، در حالی که از هر شهری تعداد زیادی پیامآور آمدهاند؟
هوش مصنوعی: به هوشیاری و دقت نگاه کن، چرا که چشمانت من را در وضعیتی قرار داده که موهای تو به عنوان پسزمینهای برای این صحنه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی اشکهایم را به شکل سیم دیدی و از من طلا خواستی، آیا فکر کردی که من یک گنجینه هستم؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در برابر بوسه لبت درخواست زر و طلا کند، کمان تو که من در آن جایگاه کمارزشی هستم، سختی خواهد کشید.
هوش مصنوعی: هرگز پیش نیامد که زیبایی و ناز تو، دل سنگین اوحدی را نرم کند و به مانند شیشه، شکسته شود.
هوش مصنوعی: دل او از این همه سرزنش و reproach پاک و زلال نخواهد شد؛ تا زمانی که نتواند رابطهای نزدیک و صمیمی با تو برقرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که نیست در دل ازین سر سکینهای
نبود کم از کم و بود از کم کمینهای
خواهی که از قرینه بدانی که عشق چیست
ناخورده می ز عشق ندانی قرینهای
در دار ملک عشق خلیفه کسی بود
[...]
ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای
ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای
دانی که آه سوختگان را اثر بود
مگذار نالهای که برآید ز سینهای
زیور همان دو رشته مرجان کفایت است
[...]
ساقی ز بامداد بیاور قِنینهای
بردار بانگِ قهقهه از آبگینهای
نقدینه بهشت مهیّا نمیشود
لطفی کنی ز ما بستانی رهینهای
حالی در این معامله مصرف نمیشود
[...]
ای صافتر تو را ز هر آئینه سینهای
آرد مگر در آینه رویت قرینهای
مایل به رحم شد فلک کینهجو به من
با من ولی هنوز تو در فکر کینهای
خورشید اگر چه شاه سپهر است لیک هست
[...]
دارم نگار سنگدل سیم سینهای
کز فرط مهر او به دلم نیست کینهای
او همچو کعبه ساکن و خلقی بسان حاج
احرام بسته سوی وی از هر مدینهای
چون زلف عنبرین که بود زیب گردنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.