ای صورتت ز گوهر معنی خزینهای
ما را ز داغ عشق تو در دل دفینهای
دانی که آه سوختگان را اثر بود
مگذار نالهای که برآید ز سینهای
زیور همان دو رشته مرجان کفایت است
وز موی در کنار و برت عنبرینهای
سر در نیاورم به سلاطین روزگار
گر من ز بندگان تو باشم کمینهای
چشمی که جز به روی تو بر میکنم خطاست
وآن دم که بی تو میگذرانم غبینهای
تدبیر نیست جز سپر انداختن که خصم
سنگی به دست دارد و ما آبگینهای
وآن را روا بود که زند لاف مهر دوست
کز دل به در کند همه مهری و کینهای
سعدی به پاکبازی و رندی مثل نشد
تنها در این مدینه که در هر مدینهای
شعرش چو آب در همه عالم چنان شده
کز پارس میرود به خراسان سفینهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به تاثیر عمیق عشق بر دلهایی که دچار سوختگی شدهاند، اشاره میکند. او محبت و زیبایی معشوق را با گوهر و مرجان مقایسه کرده و حاضر نیست به سلاطین زمان روی آورد، زیرا خود را بندهٔ محض معشوق میداند. شاعر به این نکته میپردازد که هیچ چیزی جز عشق واقعی نمیتواند آرامش بخش باشد و در نهایت به دشواریهای عاشقانه و جایگاه خود در این دنیای پرآشوب اشاره میکند. غزل بر گرایش به وفاداری و عشق در میان ناملایماتی که عشق به دنبال دارد، تاکید دارد و شاعر خود را در این مسیر تنها و رند میبیند.
هوش مصنوعی: چهرهات گنجی از معانی عمیق است و در دل ما، به خاطر عشق به تو، احساسات و دردهای پنهانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: میدانی که آه و ناله افرادی که سوختهاند و رنج کشیدهاند تأثیرگذار است، پس نگذار فریادی از دل کسی که درد دارد، برآید.
هوش مصنوعی: زیور تو تنها دو رشته مرجان کافی است و از آنجا که موی تو در کنار، مانند مادهای خوشبو و دلنشین است، نیازی به زیورهای اضافی نیست.
هوش مصنوعی: من هرگز به پادشاهان و سلاطین زمان خود سر نمیزنم، حتی اگر من تنها یک بنده کوچک از بندگان تو باشم.
تصحیح AI: چشمی که به غیر از تو نگاه کنم اشتباه است و هر لحظهای که بدون تو سپری میکنم برای من ضرر است. (AI: چشمی که به غیر از تو نگاه کند اشتباه است و هر لحظهای که بدون تو سپری میشود برای من شبیه تاری است.)
هوش مصنوعی: برای مواجهه با دشمنی که سنگ در دست دارد، هیچ چارهای جز کنارهگیری و محافظت وجود ندارد، چرا که ما خود مانند شیشهای آسیبپذیر هستیم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که او میتواند ادعای عشق به دوست خود را بکند، چون اگر واقعاً این احساس را داشته باشد، میتواند تمام محبت و کینههایش را از دل خارج کند.
تصحیح AI: سعدی میگوید که پاکی و زیرکی او تنها به این شهر محدود نمیشود، بلکه در هر شهری میتوان شهرت او را یافت. (AI: سعدی میگوید که پاکی و زیرکی او تنها به این شهر محدود نمیشود، بلکه در هر شهری میتوان چنین ویژگیهایی را یافت.)
هوش مصنوعی: شعرش به قدری در دلها جاری و روان شده که مانند کشتیای است که از پارس به سمت خراسان در حرکت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آن را که نیست در دل ازین سر سکینهای
نبود کم از کم و بود از کم کمینهای
خواهی که از قرینه بدانی که عشق چیست
ناخورده می ز عشق ندانی قرینهای
در دار ملک عشق خلیفه کسی بود
[...]
ساقی ز بامداد بیاور قِنینهای
بردار بانگِ قهقهه از آبگینهای
نقدینه بهشت مهیّا نمیشود
لطفی کنی ز ما بستانی رهینهای
حالی در این معامله مصرف نمیشود
[...]
ای ماه و مشتری ز جمالت قرینهای
وز گیسوی تو هر شکنی عنبرینهای
گر میزنی به تیغ، نداریم سر دریغ
سر چون توان کشید ز مهری به کینهای؟
مرغ دلم به داغ غمت تن فرو دهد
[...]
ای صافتر تو را ز هر آئینه سینهای
آرد مگر در آینه رویت قرینهای
مایل به رحم شد فلک کینهجو به من
با من ولی هنوز تو در فکر کینهای
خورشید اگر چه شاه سپهر است لیک هست
[...]
دارم نگار سنگدل سیم سینهای
کز فرط مهر او به دلم نیست کینهای
او همچو کعبه ساکن و خلقی بسان حاج
احرام بسته سوی وی از هر مدینهای
چون زلف عنبرین که بود زیب گردنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.