هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
اثر ز حلقه به گوشان بلبل صبح است
بهار عیش که سرسبزی نشاط ازوست
نمکچشی ز شکر خنده گل صبح است
طراوت رخ شبنم گل سحر خیزی است
بهار فیض هم آغوش سنبل صبح است
شبم که خون شفق را به روی مالیده است
ستم رسیده تیغ تغافل صبح است
ز باغ طبع تو صائب چه گل شکفت که باز
زبان خامه ات امروز بلبل صبح است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای صبح و بهار میپردازد و از گلها، بلبل و شبنم به عنوان نمادهای شادی و طراوت یاد میکند. صبح با طراوت خاص خود و عطر گلها، نشانهای از فیض و نشاط است. بلبل صبح به عنوان نماینده عشق و زیبایی، صدای خود را در باغ شعر صائب منتشر میکند. شاعر به آثار تغافل و بیتوجهی زمانه اشاره میکند و در نهایت از گلهایی که از دل طبع او شکفته میشوند، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: گلها در صبح هزاران رنگ و طراوت دارند، و این زیبایی ناشی از آواز بلبلانی است که در این زمان زیبا میخوانند.
هوش مصنوعی: بهار، زمانی است که سرسبزی و شادی را به ارمغان میآورد و گلهایی که در صبح باز میشوند، همچون نمک روی شکر، شادی و زیبایی خاصی دارند.
هوش مصنوعی: لطافت و زیبایی چهره شبنم بر گل، ناشی از بیداری صبحگاهی بهار است و این به معنای ارتباط نزدیک خوشبویی سنبل با صبح میباشد.
هوش مصنوعی: شب وقتی که رنگ سرخ غروب را به آسمان مالیده، بیعدالتی و بیتوجهی صبح نمایان شده است.
هوش مصنوعی: از باغ خلاقیت تو صائب، چه گلهایی رنگین شکوفا شدند که حالا قلم تو مانند بلبل صبح، آواز میخواند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.